نيز آورده [ 1 ] .
هوشاز « 1 »
- [ بشين معجمه . به وزن دوشاب ] بمعنى تشنگى بهايم كه بغايت رسيده باشد . كذا فى - الفرهنگ .
هنوز
- يعنى تا اكنون . مثالش خواجه آصفى فرمايد :
بيت
چشم تو دلفريفته و عشوهگر هنوز * ابروى دلفريب تو مد نظر هنوز
و حكيم انورى نيز گويد :
شعر « 2 »
بسا خرمن كه آتش درزنى ، باش * هنوزت آب خوبى زير كاهست
و هنيز نيز به اين معنى باشد . كذا فى المؤيد .
مثالش حكيم فردوسى [ 2 ] گويد :
شعر « 2 »
خبر دارى از ابن يامين هنيز * كه به روى نهفته نماندست چيز
هنباز
- به وزن و معنى انباز باشد « 3 » . و در فرهنگ همباز نيز آورده - كه بجاى نون ميم باشد - . مثالش حكيم قطران فرمايد :
شعر
نشد پيوسته كس باوى كه همبازش نشد نصرت * كس اندر وى نشد عاصى كه نامد پيش خذلانش
هماويز
- آنكه با ديگرى درآويخته باشد در جنگ و ستيزه [ 3 ] . نزارى گويد :
بيت
بهرمز نعرهاى « 4 » برزد كه برخيز * بيا كامد بميدانت هماويز
« 5 » و - به سكون ميم - نيز آمده چنان كه « 6 » هم او [ 4 ] گويد * :
بيت
زمانى نيك همآويز بودند * ز يكديگر بكين خونريز بودند
مع الزاء الفارسى
هاژ
- متحير و حقير باشد . شمس فخرى
هامش
( 1 ) - اين لغت و شرح آن از « غ » است .
( 2 ) - « س » ندارد .
( 3 ) - از اينجا تا پايان مطلب را « س » ندارد و « الف » در حاشيه دارد .
( 4 ) - « س » « الف » : نعره .
( 5 ) - تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد .
( 6 ) - اصل : چنانچه .
( 1 ) برهان گويد نام جايى نيز هست ( خوز ، هوز و جمع آن اهواز ، نام قوم ساكن خوزستان .
( حاشيهء برهان ) .
( 2 ) بيت از يوسف و زليخاى منسوب به فردوسى است .
( 3 ) هماورد . كفو . ( عربى ) ( برهان ) .
( 4 ) يعنى : نزارى .