تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 971

مساهمون:

ص٩٧١
بيت « 1 »
تو پاك باش و ز ناپاك هيچ باك مدار * و گر جهان همه فرناس شد مشو فرناس
و از اين بيت بيت حكيم سنائى معنى خواب و بيهوشى ظاهر مىشود [ 1 ] كه : بيت « 1 »
همه مدهوش در فرناس غفلت * نداند تا چه خواهد ديد غافل

فرفوريوس و فرفريوس

- هر دو نام حكيمى كه جليس و انيس اسكندر بودند [ 2 ] . مثالش اقبالنامه : بيت « 2 »
فلاطوس و واليس و فرفوريوس * كه روح القدس دستشان داد بوس

فريس

- [ به راى مهمله ] به وزن و معنى فريز مرقوم بمعنى اول باشد در نسخهء حليمى [ 3 ] .

فيلقوس

- نام پادشاه روم و به زبان رومى امير لشكر را را فيلقوس گويند و در مؤيد الفضلاء مسطورست كه در اصل فيلق‌اوس بوده چه فيلق لشكر و اوس ، امير باشد به زبان رومى [ 4 ] .

فورنديوس « 3 »

- نام شهريست [ 5 ] .

فلاطوس

- نام استاد عذرا باشد . مثالش حكيم عنصرى گويد : بيت « 1 »
فلاطوس برگشت و آمد ز راه * بر حجرهء وامق نيكخواه

مع الشين

فش

- [ بفتح ] مانند باشد . مثالش شهنامه : بيت « 1 »
چنين گفت رستم كه اى شيرفش * ورا پرورانيد بايد به كش
و وش « 4 » و ديس نيز به اين معنى آمده و در نسخهء ميرزا بمعنى مانند و پوز اسب و غيره باشد
هامش
( 1 ) - « س » ندارد . ( 2 ) - كلمه از « ن » است . ( 3 ) - « ب » : فوزيديوس . ( 4 ) - « س » : وس .
( 1 ) در برهان معنى خواب اندك و نيم‌خواب و غفلت و نادانى نيز دارد . ( 2 ) پرفيرPorphyreاسكندرانى شاگرد افلوطينPlotin( تولد 232 يا 233 - وفات 304 ميلادى . اما مجالست او با اسكندر كه پنج قرن پيش ازو بوده است و نظامى متذكر آنست جاى شگفتى است . ( از حاشيهء برهان مصحح دكتر معين ) . ( 3 ) يعنى بمعنى گياه خوش‌بو و تازهء نهايت سبز و در برهان معنى گوشت فربه نيز دارد . ( 4 ) مصحف فيلفوس از يونانىPhilipposنام چند تن از پادشاهان يونان و از آن جمله فيليپس دوم پدر اسكندر پادشاه مقدونيه ( 359 - 336 ق . م ) . و در لغت فيليپس بمعنى دوستدار اسب باشد . ( از حاشيهء برهان مصحح دكتر معين ) . ( 5 ) از يونان زمين ( برهان ) .
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 971 | محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )