بيت « 1 »
تو پاك باش و ز ناپاك هيچ باك مدار * و گر جهان همه فرناس شد مشو فرناس
و از اين بيت بيت حكيم سنائى معنى خواب و بيهوشى ظاهر مىشود [ 1 ] كه :
بيت « 1 »
همه مدهوش در فرناس غفلت * نداند تا چه خواهد ديد غافل
فرفوريوس و فرفريوس
- هر دو نام حكيمى كه جليس و انيس اسكندر بودند [ 2 ] .
مثالش اقبالنامه :
بيت « 2 »
فلاطوس و واليس و فرفوريوس * كه روح القدس دستشان داد بوس
فريس
- [ به راى مهمله ] به وزن و معنى فريز مرقوم بمعنى اول باشد در نسخهء حليمى [ 3 ] .
فيلقوس
- نام پادشاه روم و به زبان رومى امير لشكر را را فيلقوس گويند و در مؤيد الفضلاء مسطورست كه در اصل فيلقاوس بوده چه فيلق لشكر و اوس ، امير باشد به زبان رومى [ 4 ] .
فورنديوس « 3 »
- نام شهريست [ 5 ] .
فلاطوس
- نام استاد عذرا باشد . مثالش حكيم عنصرى گويد :
بيت « 1 »
فلاطوس برگشت و آمد ز راه * بر حجرهء وامق نيكخواه
مع الشين
فش
- [ بفتح ] مانند باشد . مثالش شهنامه :
بيت « 1 »
چنين گفت رستم كه اى شيرفش * ورا پرورانيد بايد به كش
و وش « 4 » و ديس نيز به اين معنى آمده و در نسخهء ميرزا بمعنى مانند و پوز اسب و غيره باشد
هامش
( 1 ) - « س » ندارد .
( 2 ) - كلمه از « ن » است .
( 3 ) - « ب » : فوزيديوس .
( 4 ) - « س » : وس .
( 1 ) در برهان معنى خواب اندك و نيمخواب و غفلت و نادانى نيز دارد .
( 2 ) پرفيرPorphyreاسكندرانى شاگرد افلوطينPlotin( تولد 232 يا 233 - وفات 304 ميلادى . اما مجالست او با اسكندر كه پنج قرن پيش ازو بوده است و نظامى متذكر آنست جاى شگفتى است . ( از حاشيهء برهان مصحح دكتر معين ) .
( 3 ) يعنى بمعنى گياه خوشبو و تازهء نهايت سبز و در برهان معنى گوشت فربه نيز دارد .
( 4 ) مصحف فيلفوس از يونانىPhilipposنام چند تن از پادشاهان يونان و از آن جمله فيليپس دوم پدر اسكندر پادشاه مقدونيه ( 359 - 336 ق . م ) . و در لغت فيليپس بمعنى دوستدار اسب باشد . ( از حاشيهء برهان مصحح دكتر معين ) .
( 5 ) از يونان زمين ( برهان ) .