پاكباز ] بمعنى پوست انار باشد .
نيلوپل
- [ به وزن و معنى ليلوپل مرقوم يعنى نيلوفر . مثالش ابو شكور گويد :
بيت
آب انگور و آب نيلوپل * شد مرا از عبير و مشك بدل
نشبيل
- [ بشين معجمه و باى موحده . به وزن منديل [ 1 ] ] شست باشد يعنى قلاب ماهىگيرى .
مثالش عبد الواسع جبلى گويد :
بيت
ز تير و نيزهء او دشمنان هراسانند * چو اهرمن ز شهاب و چو ماهى از نشبيل
و در تحفه آلتى قلاب مانند كه به آن خرما از درخت گيرند نيز آمده * .
نغل
- [ بضم نون و غين معجمه ] كندهاى باشد در بيابانها كه شب گوسفندان در آن كنند [ 2 ] .
مثالش حكيم رودكى فرمايد :
شعر
گوسفنديم و جهان هست بكردار نغل * چون گه خواب شود سوى نغل بايد رفت
و نيز بمعنى عميق باشد مطلقا [ 3 ] . مثالش عطار گويد :
بيت
نغل چاهيست اين چاه طبيعت * مشو زنهار گمراه طبيعت
و در نسخهء وفائى بمعنى غور هر چيز نيز آمده [ 3 ] .
و در فرهنگ - بفتح نون و كسر غين - آورده .
نول
- [ بضم نون ] نس باشد يعنى گرداگرد دهان . مثالش شمس فخرى گويد :
بيت
آنكه آلودهء نوال ويست * آز را دست و كام و فكه و نول
و در مؤيد نول منقار مرغ و نايژهء صراحى و مشربه و جز آن باشد [ 4 ] . و بمعنى منقار ملا جامى گويد :
شعر « 1 »
كرمكى گرز آب بنمودى * نول كردى دراز و بر بودى « 2 »
هامش
( 1 ) - « س » ندارد .
( 2 ) - اين شعر در « س » نيست .
( 1 ) در برهان نشپيل ضبط است . و معنى مطلق قلاب نيز دارد .
( 2 ) نغول .
( 3 ) اين معنى در برهان نيست .
( 4 ) گردن صراحى را نيز گفتهاند . ( برهان ) .