تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1432

مساهمون:

ص١٤٣٢
پاكباز ] بمعنى پوست انار باشد .

نيلوپل

- [ به وزن و معنى ليلوپل مرقوم يعنى نيلوفر . مثالش ابو شكور گويد : بيت
آب انگور و آب نيلوپل * شد مرا از عبير و مشك بدل

نشبيل

- [ بشين معجمه و باى موحده . به وزن منديل [ 1 ] ] شست باشد يعنى قلاب ماهىگيرى . مثالش عبد الواسع جبلى گويد : بيت
ز تير و نيزهء او دشمنان هراسانند * چو اهرمن ز شهاب و چو ماهى از نشبيل
و در تحفه آلتى قلاب مانند كه به آن خرما از درخت گيرند نيز آمده * .

نغل

- [ بضم نون و غين معجمه ] كنده‌اى باشد در بيابانها كه شب گوسفندان در آن كنند [ 2 ] . مثالش حكيم رودكى فرمايد : شعر
گوسفنديم و جهان هست بكردار نغل * چون گه خواب شود سوى نغل بايد رفت
و نيز بمعنى عميق باشد مطلقا [ 3 ] . مثالش عطار گويد : بيت
نغل چاهيست اين چاه طبيعت * مشو زنهار گمراه طبيعت
و در نسخهء وفائى بمعنى غور هر چيز نيز آمده [ 3 ] . و در فرهنگ - بفتح نون و كسر غين - آورده .

نول

- [ بضم نون ] نس باشد يعنى گرداگرد دهان . مثالش شمس فخرى گويد : بيت
آنكه آلودهء نوال ويست * آز را دست و كام و فكه و نول
و در مؤيد نول منقار مرغ و نايژهء صراحى و مشربه و جز آن باشد [ 4 ] . و بمعنى منقار ملا جامى گويد : شعر « 1 »
كرمكى گرز آب بنمودى * نول كردى دراز و بر بودى « 2 »
هامش
( 1 ) - « س » ندارد . ( 2 ) - اين شعر در « س » نيست .
( 1 ) در برهان نشپيل ضبط است . و معنى مطلق قلاب نيز دارد . ( 2 ) نغول . ( 3 ) اين معنى در برهان نيست . ( 4 ) گردن صراحى را نيز گفته‌اند . ( برهان ) .