شعر « 1 »
بمه خطى كشيد از نيل چون نيل * كه شد مصر جمال آباد از آن نيل
نبود آن خط نيلى بر رخ ماه * كه ميلى بود بهر چشم بدخواه
و در نسخهء ميرزا بمعنى سپند سوخته كه بر بناگوش اطفال مالند براى دفع چشم به دو لام نيز گويند آمده و اين معنى نيز از قطعهء مرقوم مىتوان فهميد اما تكلف بسيار مىطلبد .
نكل
- [ بفتح نون و كسر كاف ] همان تكل كه در باب تاء گذشت يعنى نوخط [ 1 ] .
مع الميم
نزم
- [ بفتح نون و سكون زاى تازى ] بخارى بود ابر مانند كه روى زمين تيره سازد و مه نيز گويند و به عربى ضباب گويند . مثالش حكيم عنصرى گويد :
بيت
ز ميغ نزم كزان روز روشن از مه تير * چنان نمود كه تارى شب از مه آبان
و شيخ نورى نيز گويد :
شعر « 1 »
نزم و « 2 » بارندگى و ابر سياه * گر زمستان بود ببندد راه
اما در سامى فى الاسامى نژم آمده - بضم نون و سكون زاى فارس - [ 2 ] .
نفام
- [ بفاء به وزن نظام ] چيزى زشت و تيرهگون .
بمعنى اول ناصرخسرو گويد « 1 » :
شعر « 1 »
چون سيرت و راه ديو را ديدى * بگذار طريقت نفامش را
بمعنى دوم حكيم دقيقى گويد :
بيت
بخيزد « 3 » يكى تندگرد از ميان * كه روى اندران گرد گردد نفام
و بجاى - فاء - غين معجمه [ 3 ] - نيز به نظر رسيده . و در جميع نسخ تفرقه نكردهاند ، اما در فرهنگ - به غين - بمعنى زشت و ناخوش و - به فاء - بمعنى تيره رنگ
هامش
( 1 ) - « س » ندارد .
( 2 ) - واو از « ك » است .
( 3 ) - « س » « الف » « ك » : بخيرد . ( متن تصحيح قياسيست ) .
( 1 ) در برهان نگل نيز آمده است .
( 2 ) در برهان نزم بكسر اول آمده است .
و گويد بفتح اول نيز درست است و نژم را بكسر و بضم اول هر دو ضبط كرده .
( 3 ) يعنى : نغام .