تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1434

مساهمون:

ص١٤٣٤
شعر « 1 »
بمه خطى كشيد از نيل چون نيل * كه شد مصر جمال آباد از آن نيل نبود آن خط نيلى بر رخ ماه * كه ميلى بود بهر چشم بدخواه
و در نسخهء ميرزا بمعنى سپند سوخته كه بر بناگوش اطفال مالند براى دفع چشم به دو لام نيز گويند آمده و اين معنى نيز از قطعهء مرقوم مىتوان فهميد اما تكلف بسيار مىطلبد .

نكل

- [ بفتح نون و كسر كاف ] همان تكل كه در باب تاء گذشت يعنى نوخط [ 1 ] .

مع الميم

نزم

- [ بفتح نون و سكون زاى تازى ] بخارى بود ابر مانند كه روى زمين تيره سازد و مه نيز گويند و به عربى ضباب گويند . مثالش حكيم عنصرى گويد : بيت
ز ميغ نزم كزان روز روشن از مه تير * چنان نمود كه تارى شب از مه آبان
و شيخ نورى نيز گويد : شعر « 1 »
نزم و « 2 » بارندگى و ابر سياه * گر زمستان بود ببندد راه
اما در سامى فى الاسامى نژم آمده - بضم نون و سكون زاى فارس - [ 2 ] .

نفام

- [ بفاء به وزن نظام ] چيزى زشت و تيره‌گون . بمعنى اول ناصرخسرو گويد « 1 » : شعر « 1 »
چون سيرت و راه ديو را ديدى * بگذار طريقت نفامش را
بمعنى دوم حكيم دقيقى گويد : بيت
بخيزد « 3 » يكى تندگرد از ميان * كه روى اندران گرد گردد نفام
و بجاى - فاء - غين معجمه [ 3 ] - نيز به نظر رسيده . و در جميع نسخ تفرقه نكرده‌اند ، اما در فرهنگ - به غين - بمعنى زشت و ناخوش و - به فاء - بمعنى تيره رنگ
هامش
( 1 ) - « س » ندارد . ( 2 ) - واو از « ك » است . ( 3 ) - « س » « الف » « ك » : بخيرد . ( متن تصحيح قياسيست ) .
( 1 ) در برهان نگل نيز آمده است . ( 2 ) در برهان نزم بكسر اول آمده است . و گويد بفتح اول نيز درست است و نژم را بكسر و بضم اول هر دو ضبط كرده . ( 3 ) يعنى : نغام .