تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1433

مساهمون:

ص١٤٣٣
و مولوى مثنوى نيز گويد : « 1 » شعر « 2 »
هرچه جز عشقست شد مأكول عشق * هر دو عالم دانه‌اى در نول عشق [ 1 ]
و مثال نايژهء مشربه امير خسرو گويد : شعر « 2 »
كوزه كه نبود ره نولش فراخ * زو نجهد جز نم باريك شاخ

نغول

- [ بضم نون و غين معجمه ] پوشش سر نردبان باشد كه بر سر « 2 » بامها سازند [ 2 ] . و ديگرى بمعنى عميق باشد مطلقا [ 3 ] . مثالش مولوى معنوى فرمايد : شعر « 2 »
خاصه هر شب جمله افكار و « 3 » عقول * نيست گردد خاصه در بحر نغول
و بمعنى دورودراز نيز آمده . مثال اين معنى هم او [ 4 ] گويد : بيت
مر عمر را آمد از قيصر رسول * در مدينه از بيابان نغول
و در فرهنگ بمعنى تعمق در امور نيز آورده ، گويند فلان درين نغولى مىكند يعنى به غور آن مىرسد . هم او [ 4 ] گويد : بيت
اين اشارتهات گويم از نغول * ليك مىترسم ز آزار رسول

نيل

- معروف [ 5 ] و نام رودى در حوالى مصر [ 6 ] . مثال هر دو معنى مولانا جامى گويد در صفت زينت زليخا :
هامش
( 1 ) - اين جمله در « س » نيست . ( 2 ) - « س » ندارد . ( 3 ) - و او از « غ » و « ك » است .
( 1 ) در برهان معنى زيرزمينى كه در دامن كوه و صحرا به جهت گوسفندان بسازند . ( نغل ) نيز دارد . ( 2 ) و بعضى زينه پايه و نردبان سقف‌دار نيز گويند ( برهان ) . ( 3 ) نغل . ( 4 ) يعنى : مولوى . ( 5 ) گياهى است از تيرهء پروانه‌داران كه از آن رنگ آبى نيل بدست مىآيد و در نقاط گرم مىرويد . ( گياه‌شناسى گل گلاب . ( نقل از حاشيهء برهان ) . و عصارهء آن را يعنى افشردهء آن را نيله گويند و بدان جامه و امثال آن رنگ كنند . و سپند سوخته را نيز گفته‌اند كه به جهت چشم‌زخم بر بناگوش و پيشانى اطفال كشند . ( برهان ) . ( 6 ) رودى كه از درياچهء ويكتوريا - نيز اى افريقا سرچشمه گيرد و از نوبه و مصر بگذرد و بدرياى روم ( مديترانه ) ريزد .