تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1396

مساهمون:

ص١٣٩٦
و در فرهنگ بمعنى اندوخته و جمع آورده باشد [ 1 ] و اين بيت نظامى را مثال آورده : شعر
در انبار آكنده خوردى نماند * همان در خزينه‌نوردى نماند

ناورد

- نبرد باشد مثالش حكيم خاقانى گويد « 1 » : شعر « 1 »
ناورد محنتست « 2 » درين تنگناى خاك * محنت براى آدم و آدم براى خاك
و در مؤيد الفضلاء و شرفنامه نيز به اين بيت شيخ نظامى متمسك شده‌اند : شعر « 1 »
تا به جائى رسيدشان ناورد * كه بدانجاى « 2 » دل قرار آورد
و هم او [ 2 ] نيز فرمايد : شعر « 1 »
خيالى كرد با خود كاين جوانمرد * كه زد بر دور من چون چرخ ناورد

نرد

- معروف « 3 » كه آلت لعب باشد و در برابر شطرنج وضع كرده‌اند و گويند كه واضع آن بزرجمهر است . مثالش حسين وفائى گويد : بيت « 4 »
در باخت هرچه داشت وفائى بنرد عشق * امروز كس نيابى ازو پاك‌بازتر *
و ديگر تنهء درخت و ساقهء او باشد [ 3 ] . مثالش حكيم انورى گويد : شعر « 1 »
رستنىهاى تو بىسعى نما * جمله با برگ تمام از شاخ و نرد
و حكيم فردوسى نيز گويد :
هامش
( 1 ) - « س » ندارد . ( 2 ) - در ديوان خاقانى : تا درد و محنت است . ( و در اين صورت بيت شاهد لغت ناورد نتواند بود ) . ( 3 ) - تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد . ( 4 ) - كلمه از « ك » است .
( 1 ) در برهان بمعنى شبه و مانند و هم‌قد و هم‌پهنا و هم وزن و برابر هم آمده است . ( اما هم نورد معنى شبيه و برابر دارد . ( حاشيهء برهان ) . ( 2 ) يعنى : نظامى . ( 3 ) در برهان بمعنى تركيبى نيز هست كه از صندل و گل ارمنى و فوفل و اقاقيا و حضض و سفيداب و مرداسنگ درست كنند و بر ورمهاى گرم طلا كنند نفع را .
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1396 | محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )