شعر « 1 »
اى خداى كريم زيبا مرد * ملك تو از نساست تا باورد
نه ترا دخترى و نه پسرى * اينهمه ملك با كه خواهى خورد
دوم بمعنى گوشت و استخوان مرده از آدمى و غيره آورده و گفته اين معنى از زند مرقومست و مثالش اين بيت زراتشت بهرام آورده كه :
نسا و پليدى بدانجا « 2 » برند * كه مردم بر آن راه برنگذرند
مع الباء
ناب
- خالص و بىعيب باشد . مثالش حكيم عنصرى گويد :
شعر « 1 »
گفتم كه چيست بر رخت آن زلف پر ز تاب * گفتا ببوى و « 1 » رنگ عبيرست و مشك ناب
و بمعنى دندان بزرگ شتر و فيل و جز آن عربيست .
و در ادات الفضلاء بمعنى گوى كه بر كفل اسب از فربهى افتد نيز آمده [ 1 ] .
نره آب
- [ بفتح نون و راى مهمله ] بمعنى موج آب باشد كه آن را خيز آب و كوهه آب نيز گويند .
نشيب
- ضد فراز يعنى پست [ 2 ] . مثالش شيخ سعدى گويد :
شعر « 1 »
زغن را نماند از تعجب شكيب * ز بالا نهادند سر در نشيب
نهيب
- ترس و بيم باشد مثالش هم او [ 3 ] فرمايد :
بيت
چو بيش آمدش بندهء رفته باز * ز لقمانش آمد نهيبى فراز
ناشتاب
- همان ناشتاى مرقوم . مثالش مسعود
هامش
( 1 ) - « س » ندارد .
( 2 ) - « س » : در آنجا .
( 1 ) ناو را گويند عموما و ناوى كه بر كفل اسب و استر افتد از فربهى خصوصا ( برهان ) .
( 2 ) و فروخزيده را نيز گويند ( برهان ) .
( 3 ) يعنى : سعدى .