تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1390

مساهمون:

ص١٣٩٠
و حكيم فردوسى بمعنى خلوت‌سراى ملوك آورده چه آن نيز پنهان و بوشيده است و گفته : شعر « 1 »
كنون دختران تو جفت ويند * بآرام اندر نهفت ويند
و نيز موضعى كه در جوف ديوار سازند . و نيز نام شعبه‌اى از موسيقى باشد .

نفت

- [ به وزن رفت ] روغن معروف كه به عربى نفط گويند . مثالش مولوى : بيت
از هليله قبض شد اطلاق رفت * آب آتش را مدد شد همچو نفت

نيم راست

- نام پرده‌اى از موسيقى باشد . مثالش امير خسرو گويد : شعر « 1 »
گفتى از آن قول كه قوال راست * گفته گهى راست گهى نيم راست

ناخواست

- بمعنى بىطلب باشد .

ناداشت

- بمعنى مفلس باشد و در مؤيد - الفضلاء شخصى باشد كه اندام خود ببرد و برش بكشد ( ؟ ) [ 1 ] مثال معنى اول ابو المؤيد [ گويد ] : بيت
دل ناداشت پر ز خون باشد * ساغر عيش او نگون باشد
مثال معنى دوم امير خسرو گويد : بيت
شوخى ناداشت ز جلاد بيش * كوتن غيرى برد اين جان خويش

نگاشت

- [ بكسر نون ] يعنى نقش كرد و نوشت . مثالش شيخ سعدى گويد « 2 » : بيت
به كلك فصاحت بيانى كه داشت * بدلها چون نقش نگين برنگاشت

نشست « 3 »

- معروف [ 2 ] . مثالش شيخ سعدى
هامش
( 1 ) - « س » ندارد . ( 2 ) - اين جمله و شعر بعد آن از « غ » و « ك » است . ( 3 ) - اين لغت از « غ » و « ك » است .
( 1 ) كنگر . و در برهان معنى بيشرم و بىحيا و بىآزرم و مردم بىاعتقاد نيز دارد . ( 2 ) يعنى قرار گرفتن جاندار بر سرين خود با جمع كردن پايها . مقابل ايستادن كه بلند شدن بر روى پاهاست . و بمعنى جلوس كردن بر تخت و جاى گرفتن چيزى در چيزى و بر هم فرونشستن بنا و تنزل كردن هم هست ( از حاشيهء برهان ) .