تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1389

مساهمون:

ص١٣٨٩

ناگرفت

- يعنى ناگهان .

نشست

- [ بكسر نون و سكون شين معجمه « 1 » ] بمعنى خوش باشد . كذا فى زفانگويا و - بفتح نون - بمعنى خواب و بمعنى سست و كاهل « 2 » و ضايع و زبون نيز به نظر رسيده .

نوبت

- وقت و مجال و فرصت و نقاره كه در اوقات شب و روز مىزنند و در زمان سكندر سه نوبت بود و در زمان سنجر پنج شد . مثالش امير خسرو گويد : شعر « 3 »
چو آغاز نوبت سكندر نهاد * سه از وى شد و پنج سنجر نهاد
و بمعنى كرت و مرتبه نيز « 4 » آمده مثال اين معانى و معنيهاى اول شيخ [ سعدى ] فرمايد : بيت
بنوبتند ملوك اندر اين سپنج سراى * كنون كه نوبت تست‌اى ملك بعدل گراى
« 5 » اما بعد از تتبع ظاهر شد كه بمعنى وقت عربيست * . [ 1 ]

نشاخت

- يعنى نشاند [ 2 ] . مثالش حكيم فردوسى گويد : بيت
همى شاه را بخت فيروزه ساخت * همى تاج را گوهر اندر نشاخت
نشاست نيز به اين معنى است . مثالش هم او [ 3 ] فرمايد : بيت
هم از تخم شه پادشاهى نشاست * به دو رسم باز آنچه بد كرد راست .

نهفت

- بمعنى پوشيده باشد [ 4 ] . مثالش اسدى گويد : بيت
دو بيجاده گفتى كه جادو نهفت * ميانش بالماس انديشه سفت « 6 »
هامش
( 1 ) - كلمه از « ك » است . ( 2 ) - كلمه در « الف » بالاى سطر در حاشيه است . ( 3 ) - « س » ندارد . ( 4 ) - كلمه از « غ » و « ك » است . ( 5 ) - تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد . ( 6 ) - از آغاز لغت تا اينجا از « غ » و « ك » است .
( 1 ) در برهان معنى پاس و محافظت و خيمهء بزرگ كه بارگاه خوانند نيز دارد . ( 2 ) و بمعنى تعيين هم آمده است كه خبر دادن و آشكارا ساختن و خاص گردانيدن باشد . ( 3 ) يعنى : فردوسى . ( 4 ) ماضى نهفتن بمعنى پنهان كرد نيز هست . ( برهان ) .
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1389 | محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )