تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1385

مساهمون:

ص١٣٨٥
بمعنى مذهب گبران است [ 1 ] . مثالش شمس فخرى گويد : شعر « 1 »
از بس كه گبر و كافر در راه دين بكشتى * در هند و روم و ارمن منسوخ شد نغوشا
و در ادات الفضلاء بمعنى از كيش بكيش رونده نيز آمده .

نيا

- پدر پدر و پدر مادر [ 2 ] مثالش استاد لبيبى گويد : شعر
ز جودم جهانى پر آوازه « 2 » شد * روان نياكان به من تازه شد

ناربا

- يعنى آش انار . مثالش احمد اطعمه گويد : بيت
چو نان خور بر بودند از طبقچهء « 3 » عاج * در آبنوس قدح ريخت ناربا شب داج

نكيسا « 4 »

- [ بكسر نون و كاف ] نام چنگى پرويز [ 3 ] . مثالش شيخ نظامى فرمايد : بيت
نكيسا نام مردى بود چنگى * نديم خاص و مير سخت سنگى

نيوشا

- [ بكسر نون و ضم ياى حطى ] فهم كننده و شنونده و يادگيرنده . مثالش شهنامه : شعر « 1 »
بهر كار كوشا ببايد شدن * بدانش نيوشا ببايد شدن

نوروز خارا

- نام شعبه‌ايست از موسيقى و آن يكى از دو « 5 » شعبهء نواست . مثالش شاء گويد : بيت
نوا را كافتد از وى در جهان شور * بود نوروز خارا فرع و ماهور « 6 »
هامش
( 1 ) - « س » ندارد . ( 2 ) - « س » : بروراه . ( 3 ) - بجز « غ » و « ك » : طبقه ( 4 ) - اين لغت و شرح آن از « غ » و « ك » است . ( 5 ) - سه كلمهء اخير در « الف » زير سطر در حاشيه است . ( 6 ) - بيت در « الف » در حاشيه است .
( 1 ) در برهان معنى گبر و آتش‌پرست نيز دارد . نغوشاك . اما صحيح كلمه نغوشاك است از مصدر نغوشيتن بمعنى شنيدن ( سماعون ) و آن پايين‌ترين درجه ( پنجمين طبقه ) از طبقهء مانويان بوده است ( از حاشيهء برهان ) . ( 2 ) در برهان معنى برادر مادر و برادر بزرگ و قدر عظمت هر چيز نيز دارد . ( 3 ) برهان ندارد .
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1385 | محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )