بمعنى مذهب گبران است [ 1 ] . مثالش شمس فخرى گويد :
شعر « 1 »
از بس كه گبر و كافر در راه دين بكشتى * در هند و روم و ارمن منسوخ شد نغوشا
و در ادات الفضلاء بمعنى از كيش بكيش رونده نيز آمده .
نيا
- پدر پدر و پدر مادر [ 2 ] مثالش استاد لبيبى گويد :
شعر
ز جودم جهانى پر آوازه « 2 » شد * روان نياكان به من تازه شد
ناربا
- يعنى آش انار . مثالش احمد اطعمه گويد :
بيت
چو نان خور بر بودند از طبقچهء « 3 » عاج * در آبنوس قدح ريخت ناربا شب داج
نكيسا « 4 »
- [ بكسر نون و كاف ] نام چنگى پرويز [ 3 ] . مثالش شيخ نظامى فرمايد :
بيت
نكيسا نام مردى بود چنگى * نديم خاص و مير سخت سنگى
نيوشا
- [ بكسر نون و ضم ياى حطى ] فهم كننده و شنونده و يادگيرنده . مثالش شهنامه :
شعر « 1 »
بهر كار كوشا ببايد شدن * بدانش نيوشا ببايد شدن
نوروز خارا
- نام شعبهايست از موسيقى و آن يكى از دو « 5 » شعبهء نواست . مثالش شاء گويد :
بيت
نوا را كافتد از وى در جهان شور * بود نوروز خارا فرع و ماهور « 6 »
هامش
( 1 ) - « س » ندارد .
( 2 ) - « س » : بروراه .
( 3 ) - بجز « غ » و « ك » : طبقه
( 4 ) - اين لغت و شرح آن از « غ » و « ك » است .
( 5 ) - سه كلمهء اخير در « الف » زير سطر در حاشيه است .
( 6 ) - بيت در « الف » در حاشيه است .
( 1 ) در برهان معنى گبر و آتشپرست نيز دارد . نغوشاك . اما صحيح كلمه نغوشاك است از مصدر نغوشيتن بمعنى شنيدن ( سماعون ) و آن پايينترين درجه ( پنجمين طبقه ) از طبقهء مانويان بوده است ( از حاشيهء برهان ) .
( 2 ) در برهان معنى برادر مادر و برادر بزرگ و قدر عظمت هر چيز نيز دارد .
( 3 ) برهان ندارد .