تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1383

مساهمون:

ص١٣٨٣

باب النون

مع الالف

نوا

- پنج معنى دارد : اول مقامى است از دوازده مقام . مثالش سراج الدين راجى گويد : شعر « 1 »
مغنى نوارا نشابور كن * غم اصفهان از دلم دور كن
دوم سپاه و لشكر را گويند . مثال اين معنى حكيم فردوسى گويد : شعر « 1 »
چنان چون ببايد بسازى نوا * مگر بيژن از بند گردد رها
سوم رونق و نيكوئى حال را گويند و گويند بىنوايم . مثالش معروفى گويد : بيت
آن رفتن و آمدن كجا شد * كارى بنوا چه بينوا شد
چهارم گرو باشد كه به عربى رهن گويند . مثالش فردوسى گويد : بيت « 1 »
بر من فرستى برسم نوا * كه باشد ز گفتار بر تو گوا « 2 »
پنجم بمعنى نغمه و آهنگ باشد . مثالش استاد
هامش
( 1 ) - « س » ندارد . ( 2 ) - « س » : نونوا .