جادوانست [ 1 ] . مثالش استاد دقيقى « 1 » گويد :
بيت
برفت يار و رهى ماند در بيابانى * كه حد آن نشناسد بجهد جادوى ماى
و مخفف مياى نيز باشد چنان كه « 2 » ناصرخسرو گويد :
شعر « 3 »
ز برهان و حجت سپر ساز و جوشن * بميدان مردان برون ماى عريان
و در فرهنگ نام جانور خزنده باشد مانند مار و ملخ و امثال آن و مثال اين بيت فردوسى آورده « 4 » :
بيت
تويى پهلوان جهان كدخداى [ 2 ]
مانوى
- « 5 » [ بفتح نون ] آنچه منسوب به مانى نقاش باشد از تصوير و اشكال غريبه [ 3 ] مثالش خواجوى كرمانى گويد :
بيت
دو چشم تو اى لعبت مانوى * دو بيت سنائيست در مثنوى
و چون او دعوت به نبوت كرده جمعى كه به او گرويدند ايشان را نيز مانوى گويند .
مردرى
[ بضم ميم ] ميراث باشد كه مردريگ نيز گويند . مثالش حكيم فردوسى گويد :
بيت
برفت و جهان مردرى ماند ازو * نگر تا كرا ماند از آن آبرو
و نيز كنايتست از سست و فرومايه كه كار از آن نيايد كذا فى زفانگويا [ 4 ] . بمعنى اخير حكيم سنائى فرمايد و بمعنى اول نيز مناسبت دادر :
شعر « 3 »
بود در مردرى گريبانش * دو درم بهر جامه و نانش
هامش
( 1 ) - « ك » : رفيعى
( 2 ) - اصل : چنانچه .
( 3 ) - « س » ندارد .
( 4 ) - اين جمله و شعر بعد آن از « ك » است .
( 5 ) - اين لغت و شرح آن از « غ » و « ك » است .
( 1 ) در برهان معنى يكى از رايان و بزرگان هند نيز دارد و گويد در بعضى ولايتها مادر را گويند كه والده باشد . ( برهان ) .
( 2 ) مصراع دوم كه كلمهء شاهد در آنست در نسخه نيست و در فهرست و لف شاهنامه نيز اين شعر فردوسى ديده نشد .
( 3 ) برهان ندارد .
( 4 ) برهان اين معنى را براى مرده ريگ آورده است .