تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1287

مساهمون:

ص١٢٨٧
باد شوق محبتت دايم * در دلم پايدار تو بر تو

لغونه

- [ بضم لام و غين معجمه و فتح نون ] آرايش باشد . كذا فى المؤيد [ 1 ] .

ليوه

- [ به وزن گيوه ] فريبنده و چاپلوسى باشد . و بمعنى شكستن نيز آمده . ايضا منه [ 2 ] .

لوژه

- [ به زاى فارسى . به وزن كوره ] در كتاب نصيب الفتيان بمعنى احول باشد كه لوچ نيز گويند [ 3 ] .

ليسپنه

- [ بكسر لام و باى فارسى و سكون سين مهمله و فتح نون ] ماشوره باشد در مؤيد و در فرهنگ ليسنه « 1 » به اين معنى آمده - بعد از سين نون به وزن بيمزه .

لته

- « 2 » [ بفتح لام و تاى مشدد و مخفف ] پارچه - هاى جامهء كهنه كه انداخته باشند و به كار نيايد و جمعى كه آنها را برچينند از شوارع آنها را لته چين گويند . مثالش شيخ آذرى گويد : بيت
خواسته را همچو خوشه‌چين گشته * از پى لوت لته‌چين گشته

لامه

- [ به وزن نامه ] دستارى كه بر بالاى دستارى بندند و در مؤيد الفضلاء و نسخهء ميرزا چيزى بود كه از پاى تا سر به پيچند و بمعنى زره عربيست [ 4 ] .

لانه

- [ به وزن خانه ] سه معنى دارد : اول بيكار و كاهل باشد . مثالش شمس فخرى گويد : بيت
سزد ار نام او بننگ آيد * زانكه سخت ابلهست و بس لانه
و ناصرخسرو نيز گويد : شعر
كنون پارسائى همى كرد خواهى * كه ماندى بسان خر پير و لانه
دوم آشيان مرغان باشد . مثال اين معنى مولوى معنوى فرمايد : شعر
خود گلشن وقتست اين ، گوئى چه درختست اين * صد بلبل مست اينجا هر لحظه كند لانه
و هم او فرمايد [ 5 ] :
هامش
( 1 ) - « س » : ليسه . ( 2 ) - اين لغت و شرح آن از « ك » است .
( 1 ) آيا مختصر شدهء « گلغونه » نيست . ( 2 ) يعنى از : مؤيد . ( 3 ) برهان ندارد . ( 4 ) در برهان معنى بيغيرت ( لانه ) نيز دارد . ( 5 ) يعنى : مولوى .
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1287 | محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )