تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1183

مساهمون:

ص١١٨٣
بيت « 1 »
پريده مرغكان گستاخ گستاخ * شمايل در شمايل شاخ در شاخ

مع الدال

گرد

- [ بضم گاف ] پهلوان و دلير باشد . مثالش شيخ سعدى گويد : بيت « 1 »
دانى كه چه گفت زال با رستم گرد * دشمن نتوان حقير و بيچاره شمرد
و - بفتح گاف - چند معنى دارد : اول معروف [ 1 ] و ديگر بمعنى گردنده و گردان و امر بگرديدن نيز آمده . مثال معنى اول انورى گويد : بيت
ناسگاليده از آنسان بگريخت * كه تو هم مىنرسيديش بگرد
مثال معنى دوم هم او [ 2 ] گويد : بيت « 4 »
تا كه بر گرد زمين مىگردد * كرهء گنبد دولابى گرد
مثال معنى سوم سراج الدين راجى گويد : بيت « 2 »
خواهى ارباشى تو از مردان مرد * گرد سرمستان كوى عشق گرد « 3 »
و مسعود سعد نيز مؤيد اين معنى گويد « 4 » : بيت « 1 »
چرخ كردار بر معالى گرد * ابر كردار بر موالى بار
و در فرهنگ يكى از اسماء آفتاب نيز باشد و به اين قطعهء شيخ نظامى تمسك نموده : قطعه « 1 »
اگر چشمه با سايه بودى صواب * كجا سايه با چشمهء آفتاب چو چشمه بخورشيد شد خوشگوار * چرا زير سايه شد آن چشمه‌سار بلى چشمه را سايه خوش تر ز گرد * كه اين هست سوزنده و ان هست سرد
و بمعنى عكس نيز آورد و اين بيت انورى را شاهد آورده : بيت « 2 »
گر خام نبستست صبا رنگ رياحين * از گرد چرا رنگ دهد آب روان را
هامش
( 1 ) - « س » ندارد . ( 2 ) - كلمه از « ك » است . ( 3 ) - اين شعر در « س » نيست . ( 4 ) - اين جمله در « س » نيست .
( 1 ) يعنى : غبار و خاك برانگيخته . ( 2 ) يعنى : انورى .
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1183 | محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )