از اين بيت صاحب فرهنگ استنباط كرده كه در حوالى مروست اما از اين بيت فخر گرگانى در ويس و رامين چنين ظاهر مىشود كه از توابع مازندران باشد كه :
بيت
چنان بىبيم و ايمن كرد گرگان * كه ميشان را شبان بودند گرگان
ز بس مى خوردن و خوشى در آمل * تو گفتى بودش آب رودها پل « 1 »
ز بيم تيغ او در مرز گوراب * همى با شير بيشه خورد گور آب
و بمعنى ميدانى كه ساخته باشند نيز آورده [ 1 ] .
گورب
- [ بفتح گاف و راى مهمله ] قسمى از كفش و پاافزار « 2 » كه از « 2 » ريسمان كنند « 3 » و نيز آنچه در زير چاخشور پوشند از پشم و مثقالى و غيرهما و معربش جورب است . مثالش سوزنى گويد :
بيت
بهاى گورب و موزه فرست و كوكب و نعل * هباست نزد تو اينها كه من بها كردم
مع الباء الفارسى
گپ
- [ بفتح ] سخن گزاف باشد « 4 » و بمعنى مطلق حكايت و فسانه هم آمده [ 2 ] مثالش * مولوى معنوى « 2 » گويد :
بيت « 2 »
گه زهر ناشسته روئى گپ « 5 » زنى * شرم دارى وز خداى خويش نى
و ديگر بمعنى بزرگ و گنده باشد [ 3 ] .
گشسپ و گشپ
- [ اول بضم گاف و فتح شين مهمله و دوم بضم گاف و سكون شين معجمه ] در فرهنگ بمعنى جهنده باشد و آذر گشسپ مركب باشد از « آذر » و « گشسپ » بمعنى « 6 » آتش جهنده [ 4 ] .
مع التاء
گرفت
- [ بكسر گاف و راء « 7 » ] يعنى اخذ كرد . مثالش حكيم انورى گويد :
هامش
( 1 ) - « س » « ك » : هايل .
( 2 ) - كلمه از « ك » است .
( 3 ) - « غ » : قسمى از كفش نمدين . ( و برهان بهر دو معنى آورده است ) .
( 4 ) - تا علامت ستاره از « ك » است .
( 5 ) - بجز « ك » : دم .
( 6 ) - بجز « ك » : يعنى .
( 7 ) - تا علامت ستاره در صفحهء بعد را « الف » در حاشيه دارد .
( 1 ) در برهان معنى چاقشور ساق كوتاه پشمى كه به جهت دفع سرما در زير موزه پوشند و معرب آن جوراب است ( گورب ) نيز دارد و نيز بمعنى زمين شوره زارى در صحرا كه از دور به آب ماند و سراب گويند ( - كوراب ) آورده است . و در معنى گنبد گورابه مرادف آنست .
( 2 ) در برهان بمعنى سخن نيز هست و معنى حكايت و افسانه ندارد .
( 3 ) مصحف گت ؟
( 4 ) اصل كلمه گشنسب است و معنى متن مجعول باشد ( حاشيهء برهان مصحح دكتر معين ) .