شعر
دگر گنج كز در خوشاب بود * كه بالاش يك تير پرتاب بود
كه خضرا نهادند نامش ردان * همان نامور كاردان بخردان
گزا
- يعنى گزنده . مثالش شيخ سعدى گويد :
شعر « 1 »
از من بگوى حاجى مردم گزاى را * كو پوستين خلق بآزار مىدرد
حاجى تو نيستى شترست از براى آنك « 2 » * بيچاره خار مىخورد « 3 » و بار مىبرد
گوارا
- [ بضم ] آنچه در ذائقه خوش آيد و زود هضم شود [ 1 ] . مثالش ابو على چاچى « 4 » مىگويد :
بيت
تلخى زهر فراق دوست را * شربت وصل گوارا در قفاست
گردنا
- « 5 » [ بفتح گاف و سكون راء و دال مهملتين ] گردانك رباب باشد [ 2 ] . مثالش مجير بيلقانى گويد :
بيت
در جهان بىغم نبينى دل كه از دست رباب * گردن خود بىرسن هرگز نبيند گردنا
گندمبا « 6 »
- يعنى آش گندم كه حليم گويند .
گونا
- بمعنى گونه باشد يعنى رنگ و بر طرز و طور نيز اطلاق كنند . و سرخابى را كه زنان بر روى كنند نيز گويند . مثال معنى اول را حكيم خاقانى فرمايد :
بيت
بس دوزخيست خصمش از آن سرخرو شدست * كاتش بزر ناسره گونا برافكند
مع الباء
گوناب
- سرخيى باشد كه زنان بر روى كنند و گلگونه و غنجار نيز گويند . مثالش « 7 »
هامش
( 1 ) - « س » ندارد .
( 2 ) - بجز « ك » : آنكه .
( 3 ) - « س » : مىخرد .
( 4 ) - اصل : حاجى ( متن تصحيح قياسى است ) .
( 5 ) - « س » : گردا .
( 6 ) - اين لغت و شرح آن از « ك » است .
( 7 ) - كلمه از « ك » است .
( 1 ) مقابل : گلوگير . ( برهان ) .
( 2 ) گوشهء عود و رباب كه تار بر آن بندند و بگردانند تا ساز آهنگ شود . ( برهان ) ( رجوع به صفحهء 1172 شود ) .