گويند « 21 » . مثالش استاد جلالى فرمايد :
بيت
شما را همان به كه بيرون شويد * سر خويش گيريد و يكسون شويد
و حكيم سنائى نيز فرمايد :
بيت
گفت كاى خواجه گر چه زان سون شد * نه ز قيد زمانه بيرون شد
سيه پستان
- آن زن باشد كه فرزند او نزيد و بعضى برآنند كه آن زن باشد كه هركرا شير دهد نزيد .
ستيهيدن
- به وزن و معنى ستيزيدن باشد .
مثالش شاكر بخارى گويد :
[ بيت ]
بآنكس كه جانش ز دانش تهيست * ستيهيدنت مايهء ابلهيست
ستادن
- [ بفتح سين ] استاندن و گرفتن باشد . مثالش شيخ نظامى گويد :
بيت
نه بخشنده خبر دارد ز دادن * نه آنكس كو پذيرفت از ستادن
و بكسر سين بمعنى استادن باشد .
سفتين « 1 »
- [ بكسر سين و تاء قرشت و سكون فاء و ياى حطى « 2 » . به وزن چركين ] نام ولايتى است مشك خيز از تركستان زمين و منسوب بخوبرويان است « 22 » .
سليسون
- [ به لام و سين دوم نيز مهمله .
به وزن فريدون ] نام برادر فلقراط شاه بود .
مثالش استاد دقيقى گويد :
بيت
سليسون شه فرخ اخترش « 3 » بود * فلقراط شه را برادرش بود
ستان
- يعنى به پشت « 4 » باز افتاده . مثالش حكيم انورى گويد :
نظم « 5 »
از زلزلهء حمله چنان خاك بجنبد * كز هم نشناسند نگون را و ستان را
و ديگر ستاننده را گويند . مثالش خاقانى گويد :
بيت
باج ستان ملوك تاج ده انبيا * كز در او عقل يافت خط امان از عقاب
هامش
( 1 ) « الف » : سنتين .
( 2 ) « س » : « الف » « ب » : بفتح و تاى قرشت ؛ « ن » : بفا و تاى قرشت . ( متن از « غ » است ) .
( 3 ) « س » : احرش .
( 4 ) بجز « ب » : پشت .
( 5 ) كلمه از « ن » است .
( 21 ) در برهان معنى شبيه و نظير و مانند نيز دارد و بفتح اول بمعنى مدح و ثنا آورده است .
( 22 ) در حاشيهء برهان است كه شايد مصحف سقسين باشد .