تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 790

مساهمون:

ص٧٩٠
گويند « 21 » . مثالش استاد جلالى فرمايد : بيت
شما را همان به كه بيرون شويد * سر خويش گيريد و يكسون شويد
و حكيم سنائى نيز فرمايد : بيت
گفت كاى خواجه گر چه زان سون شد * نه ز قيد زمانه بيرون شد

سيه پستان

- آن زن باشد كه فرزند او نزيد و بعضى برآنند كه آن زن باشد كه هركرا شير دهد نزيد .

ستيهيدن

- به وزن و معنى ستيزيدن باشد . مثالش شاكر بخارى گويد : [ بيت ]
بآنكس كه جانش ز دانش تهيست * ستيهيدنت مايهء ابلهيست

ستادن

- [ بفتح سين ] استاندن و گرفتن باشد . مثالش شيخ نظامى گويد : بيت
نه بخشنده خبر دارد ز دادن * نه آن‌كس كو پذيرفت از ستادن
و بكسر سين بمعنى استادن باشد .

سفتين « 1 »

- [ بكسر سين و تاء قرشت و سكون فاء و ياى حطى « 2 » . به وزن چركين ] نام ولايتى است مشك خيز از تركستان زمين و منسوب بخوبرويان است « 22 » .

سليسون

- [ به لام و سين دوم نيز مهمله . به وزن فريدون ] نام برادر فلقراط شاه بود . مثالش استاد دقيقى گويد : بيت
سليسون شه فرخ اخترش « 3 » بود * فلقراط شه را برادرش بود

ستان

- يعنى به پشت « 4 » باز افتاده . مثالش حكيم انورى گويد : نظم « 5 »
از زلزلهء حمله چنان خاك بجنبد * كز هم نشناسند نگون را و ستان را
و ديگر ستاننده را گويند . مثالش خاقانى گويد : بيت
باج ستان ملوك تاج ده انبيا * كز در او عقل يافت خط امان از عقاب
هامش
( 1 ) « الف » : سنتين . ( 2 ) « س » : « الف » « ب » : بفتح و تاى قرشت ؛ « ن » : بفا و تاى قرشت . ( متن از « غ » است ) . ( 3 ) « س » : احرش . ( 4 ) بجز « ب » : پشت . ( 5 ) كلمه از « ن » است . ( 21 ) در برهان معنى شبيه و نظير و مانند نيز دارد و بفتح اول بمعنى مدح و ثنا آورده است . ( 22 ) در حاشيهء برهان است كه شايد مصحف سقسين باشد .
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 790 | محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )