تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 755

مساهمون:

ص٧٥٥

مع الشين

سروش

- در نسخهء وفائى نام جبرئيل باشد خصوصا و نام ملائكه عموما و در شرفنامه فرشته‌اى باشد كه پيغام آورد . حكيم فردوسى گويد : نظم « 1 »
بفرمان يزدان خجسته سروش * مرا روى بنمود در خواب دوش
و حافظ شيراز نيز گويد : شعر « 1 »
عفو الهى بكند كار خويش * مژدهء رحمت برساند سروش
و شيخ نظامى نيز گويد : شعر
نهان پيكر آن هاتف سبز پوش * كه خواند سراينده او را سروش
و شيخ سعدى نيز فرمايد : [ شعر ]
دو كس بر حديثى گمارند گوش * ازين تا به آن زاهر من تا سروش
و ازين بيت معنى مطلق فرشته مفهوم مىشود . و ديگر روز هفدهم از ماهرا گويند . مثال اين معنى مسعود سعد گويد : شعر « 1 »
روز سروش است كه گويد سروش * باده خور و نغمهء مطرب نيوش

سركش

- معروف « 21 » . و نيز نام مطربيست مشهور در زمان خود « 22 » . حكيم فردوسى گويد : نظم « 1 »
ز رامشگران سركش و باربد * كه هرگز نگشتيش بازار بد

سرآغوش

- همان سراغوج مرقوم و سراگوش نيز گويند .

سرايش

- بمعنى نغمه پردازى و گويندگى . مثالش امير خسرو گويد : بيت « 2 »
سراينده مرغى ازين بوستان * سرايش چنين كرد با دوستان

سريش

- [ بفتح سين و كسر راى مهمله
هامش
( 1 ) كلمه از « ن » است . ( 2 ) كلمه در « س » نيست . ( 21 ) مردم دير آشنا و نجوش و بمعنى اسب توسن و مردم صاحب قدرت و نافرمان و مغرور ( برهان ) . ( 22 ) از مشهورترين موسيقى دانان و آهنگسازان خسرو پرويز پادشاه ساسانى است . ( از حاشيه برهان ) .