شعر
اولا نايبى كه نيست به كار * راست چون پير كافر روسى است
روناس و رويناس
- گياهى است كه جامه بدان رنگ كنند و روين نيز گويند . مثال اول خلاق المعانى گويد :
شعر
تن ز سرما چو نيل و چون روناس * منجمد گشته در عروق دما
مثال دوم حكيم نزارى فرمايد :
بيت
بىمى نزارتر ز زريرم كه زمهرير * خون در عروق بفسردم همچو رويناس
و روغناس نيز گويند .
ريواس
- به وزن و معنى ريباس باشد و بمعنى مكر و حيله نيز آمده در فرهنگ « 21 » . مثال اين معنى مسعود سعد گويد :
بيت
اى فلك شرم ، تا كى اين نيرنگ * اى جهان توبه ، تا كى اين ريواس
ريس
- [ بكسر راء ] حليم هريسه باشد قبل از پختن « 1 » . اما در كتب طبى لعاب ساير حبوب مطبوخ را گويند و بلكه بر هر چه رقيق باشد از مطبوخات اطلاق كنند * « 22 » .
مع الشين
رخش
- [ بفتح راء ] چند معنى دارد :
اول رخش رستم ، دوم عكس باشد . مثالش حكيم عنصرى فرمايد :
بيت
ز خون ز دشمن او شد ببحر مغرب جوش * فكند تيغ يمانيش رخش در عمان
و شمس فخرى نيز گويد :
بيت
روى مريخ زرد گردد اگر * افكند بر سپهر تيغ تو رخش
و سوم بمعنى دو رنگ سرخ و سفيد باشد . مثالش حكيم فردوسى فرمايد :
بيت
ببخشاى بر من تو اى داد بخش * كه از خون دل گشت رخساره رخش
« 1 » و بمعنى سرخ و افروخته نيز آمده و اين بيت
هامش
( 1 ) از اينجا تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد .
( 21 ) در برهان است كه معنى ريا و نفاق و فريب و افسون هم دارد .
( 22 ) در برهان معنى غضب و خشم و قهر و شورباى غليظى كه بر بالاى شله پولا و ( پلو ) و كشك و امثال آن ريزند و امر به رشتن نيز دارد .