بيت « 2 »
ديدى تو ريز و كام به دو اندرون بسى * با ريد كان مطرب بودى بفر و زيب
ريدك
- [ بكسر راء و فتح دال ] كودك باشد و ريز را بمعنى رحمت نيز آوردهاند چنان كه « 1 » حكيم خاقانى گويد :
بيت « 2 »
اى فيض رحمت تو روان سوى عاصيان * ريزى بريز بر دل خاقانى از صفا
و در مؤيد الفضلاء « ريزى بريز » را بمعنى رحمتى كن و جرعهاى بريز آورده « 3 » .
رز
- [ بفتح ] درخت انگور باشد و انگور را به اين معنى دختر رز مىگويند . حكيم انورى گويد :
بيت
دختر رز كه تو بر طارم تاكش ديدى * مدتى شد كه در آونگ سرش در كنبست « 4 »
و شراب را نيز دختر رز گويند چنان كه حافظ شيراز گويد :
بيت « 2 »
به نيمشب اگرت آفتاب مىبايد * ز روى دختر گلچهر رز نقاب انداز
و رز بمعنى باغ نيز به نظر رسيده چنان كه « 1 » شيخ نظامى فرمايد :
بيت « 2 »
چو سيب رخ نهم در دست شاهان * سبد بارز برد سيب سپاهان
و نيز بمعنى رنگ كننده و امر برنگ كردن نيز آمده . « 21 » مثال اين دو معنى رشيدى گويد :
بيت
به دو داد جامه كه اى « 5 » رنگ رز * تو اين را برنگ رخ من برز
ريونيز « 6 »
- نام پسر كيكاوس كه در جنگ پشن بدست برادران پيران كشته گشت . « 22 » مثالش شهنامه :
بيت « 7 »
به پيش سپه كشته شد ريونيز « 6 » * كه كاوس را بد چو جان عزيز
هامش
( 1 ) اصل : چنانچه .
( 2 ) كلمه در « س » نيست .
( 3 ) اينجا « غ » لغت مركب « رندان خاك بيز » را آورده بود كه بباب استعارات و كنايات آخر كتاب برديم .
( 4 ) « س » : كبنست . ( متن از « ب » است ) .
( 5 ) « الف » « ن » « ب » : آن جامه كاى .
( 6 ) « ن » : ريوشيز ؛ « س » « الف » « ب » : ريوتيز . ( متن تصحيح قياسيست ) .
( 7 ) كلمه از « ن » است .
( 21 ) در برهان بمعنى زهر هلاهل و خود انگور و بكسر اول مخفف ريز نيز هست .
( 22 ) در برهان است كه بعضى گويند بدست فرود پسر سياوخش كشته شده است .