تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 598

مساهمون:

ص٥٩٨
مثالش بدر الدين شاشى فرمايد : بيت « 1 »
گفتم دلت غمگين چرا ، ماه نوت « 21 » پرچين چرا * و ان طرهء مشكين چرا بر ماه رخشا « 2 » ريخته

راستا

- بمعنى راست باشد . امير خسرو گويد : بيت
سوى راستا « 3 » كرد فغفور جاست « 4 » * امير ختن سوى چپ گشته راست

رنگ لگا « 5 »

- يعنى رنگ لاك كه بدان پوست رنگ كنند .

رژهء بنا

- « 5 » يعنى ريسمانى كه براستى آن ديوار سازند « 22 » .

مع الباء

ركاب

- پياله‌ايست دراز و هشت پهلو . مثالش حكيم خاقانى گويد : بيت
دو اسبه درآ و ركابى درآور * كزو چرمهء صبح يكسان نمايد
و در فرهنگ بمعنى اسب سوارى نيز آورده ، و اين « 23 » بيت مولوى را شاهد آورده : بيت « 1 »
شود يوسف يكى گرگى شود موسى چو فرعونى * چو بيرون شد ركاب تو سر آخر گشت پالانى

رباب

- [ بضم راء ] « 24 » نام سازى باشد از سازها . مثالش شيخ سعدى گويد : بيت
دو بيتم جگر كرد روزى كباب * كه مىگفت گوينده‌اى با رباب

رشتهء تب

- آن رشتهء خام كه به جهت دفع تب افسون بر آن خوانند و گره‌ها بر آن زنند . خسرو گويد :
هامش
( 1 ) « س » كلمه را ندارد . ( 2 ) « س » : رخشان . ( 3 ) « س » : استا . ( 4 ) « ب » : جاهست . ( متن نيز استوار نيست ) . ( 5 ) اين لغت و شرح آن از « غ » است . ( 21 ) ماه نو يعنى : ابرو . ( 22 ) در برهان ذيل لغت رژه ، رژه پهنا گويد . رجوع به لغت رژه در همين كتاب شود . ( 23 ) در برهان بمعنى حلقه مانندى از فلز كه در دو طرف زين اسب آويزند و بوقت سوارى پنجه‌هاى پا را در آن كنند ( و لغت عربيست ) نيز آورده است . ( 24 ) رباب عربى و بفتح اولست .