تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 597

مساهمون:

ص٥٩٧

ربا

- [ بضم راء ] رباينده و بمعنى امر به اين معنى نيز آمده « 21 » . مثال معنى اول خاقانى گويد « 1 » : بيت
اقليم گشايى كه ز جاسوسى عدلش * بيجاده نيارد كه كند كاه ربائى

روهينا

- [ بضم راء ] شمشير گوهر دار را گويند . مثالش شمس فخرى گويد : شعر « 2 »
ز عكس رنگ رخ دشمنان او در جنگ * چو كهربا بدرخشد گهر ز روهينا
و در ادات الفضلاء بمعنى فولاد قيمتى و بران آمده و رويينا « 3 » به دو ياء نيز به اين معنى آمده « 4 » مثال اين معنى مسعود فرمايد : [ بيت ]
هه آهن ز جنس يكدگرند * كه « 5 » همه از ميانهء خار است « 6 »
نعل اسبان شد آنچه ريم آهن « 7 » * تيغ شاهان شد آنچه روهيناست
و از بيت شمسى فخرى اين معنى نيز باندك تكلفى مستنبط مىشود . *

راورا

- [ بفتح راء و همزه و سكون واو ] خارپشت بود كه ژوژه نيز گويند ، مثالش شاعر گويد « 22 » : بيت
رفتم بنزد خواجه ابو الفضل ساوه‌اى * بر طمع آنكه يابم از او وجه زر و سيم
روز دگر چو شعر تقاضاى من شنيد * سر در كشيد همچو راور از ترس و بيم « 8 »
و در فرهنگ [ بفتح واو ] آورده و به اين بيت عماد - الدين يوسف تمسك نموده : بيت « 9 »
گر سايهء عمود تو افتد بفرق او * سر دركشد به سينه عدويت چو راورا « 23 »

رخشا

- [ بضم راء ] رخشنده باشد « 24 » .
هامش
( 1 ) اين لغت و شرح آن از « ب » است . ( 2 ) كلمه از « ن » است . ( 3 ) « س » : روهينيان ؛ در برهان قاطع : روهينيا نيز آمده است ( 4 ) از اينجا تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد ( 5 ) همه جا : گر ( متن از ديوان مسعود سعدست ) ( 6 ) « س » : خار بر است . ( 7 ) « الف » : نرم آهن . ( 8 ) « س » : هم . ( 9 ) كلمه در « س » نيست . ( 21 ) در برهان است كه بمعنى بزرگ و عظيم باشد ، در لغت زند و پازند و بمعنى رخشنده و رخشان هم آمده است و در عربى بكسر اول سود و نفع زر را گويند . ( 22 ) اين شاعر عماد الدين يوسف است . ( 23 ) ژاوژا نيز آمده است . ( 24 ) در برهان بفتح اول نيز آمده است .