ستد و داد مكن هرگز جز دستادست * كه پسادست خلاف آرد و الفت ببرد
پسادست نسيه باشد و گذشت « 1 » .
درست
- يعنى صحيح و بمعنى درهم و دينار نيز آمده « 21 » بهر دو معنى حافظ شيراز گويد :
بيت
بكن معاملهاى وين دل شكسته بخر * كه با شكستگى ارزد به صد هزار درست
دهشت
- [ بفتح دال و كسر هاء و سكون شين معجمه ] بمعنى يگانگى باشد ، كذا فى التحفه .
دست
- يد و قوت و قدرت و فرصت و فيروزى و يك نوبت بازى شطرنج و نرد . و برد و چيز تمام نيز اطلاق كنند : اول يكدست خانه يعنى نشيمن و مطبخ و غيرهما ، دوم يكدست جامه ، يعنى از سر تا پا ، مثال يد و قوت و قدرت منصور شيرازى گويد :
بيت « 2 »
بدست لطف تو برداشت شحنهء ايام * ز شخص عمرو الم ضرب زيد در امثال
و بمعنى فرصت شيخ سعدى گويد :
شعر « 3 »
كنون دشمن بد گهر دست يافت * سر دست مردى و جهدم بتافت
و اين بيت بمعنى قوت و قدرت نيز مناسب است . و بمعنى پيروزى كمال اسمعيل گويد :
بيت
اى مانده زير سنگ و قار تو دست كوه * وى يافته شكوه تو برنه حصار دست
و بمعنى يك نوبت از نرد و شطرنج حكيم انورى فرمايد :
بيت
اجلش در ندب اول گويد برخيز * دست چون باخته شد جاى بياران پرداز
و بمعنى خلعت سر تا پا كمال اسمعيل گويد :
بيت « 22 »
خواهى كه راست گردد پشت دو تاى من * يكدست خلعتم ده و يك سر چهار پاى
و در فرهنگ بمعنى طرز و روش نيز آورده و اين بيت خاقانى را مثال آورده « 22 » :
بيت
كس را سخن بلند ازين دست * سوگند بمصطفى اگر هست
هامش
( 1 ) جملهء اخير را « الف » در حاشيه دارد .
( 2 ) كلمه در « س » نيست از « الف » است .
( 3 ) كلمه از « ن » است .
( 21 ) در برهان معنى سالم و تندرست نيز دارد .
( 22 ) - در برهان معنى دستور يعنى وزير نيز دارد و مرغان شكارى مثل بازو باشه و شاهين را نيز باعتبارى دست نويسند و بمعنى يك عدد و بمعنى اندازه و يك بار باختن قمار و بازى سه تير و بمعنى پيشه و حرفت نيز آمده است .