بر كشيدن نيز آورده .
آتون
- كدبانوئى كه « 1 » دختركان را تعليم خواندن كند و در فرهنگ بمعنى بچهدان نيز آمده « 2 » .
اكنون
- بمعنى اين زمان و الحال باشد .
مثالش ناصر خسرو گويد :
بيت
گوهر دين چون درين خزانه نهادى * روزن و برهونش « 21 » هر دو سخت كن اكنون
ارژن
- بمعنى چوب درخت بادام كوهى بود « 3 » مثالش شاعر گويد :
بيت
دى محتسبى به راه بگذشت * بر دست گرفته چوب ارژن « 4 »
و ارجن نيز گويند كه بجاى ژا « 5 » جيم باشد .
كذا فى الفرهنگ .
آبتين
- « 22 » [ به وزن پاكدين ] پدر فريدون باشد مثالش حكيم خاقانى فرمايد « 6 » :
شعر
خاصهء سيمرغ كيست جز پدر رستم * قاتل ضحاك كيست جز پسر آبتين
آبدان
- [ به وزن كاردان ] آبادان و نيز گوى كه آب باران در آن جمع شود و آن را آبگير و ژى نيز گويند . مثالش « 7 » حكيم ازرقى فرمايد :
بيت
چو ابر فندق سيمين در آبدان ريزد * بر آرد از دل فيروزه شكل سيمين رنگ
مشعبديست كه بر خرد مهرههاى رخام * بحقههاى بلورين همى كند نيرنگ
و مثانه را آبدان گويند .
آويزگن
- [ بكسر كاف فارسى ] يعنى آنكه هر كه را بيند ازو در آويزد و از وى چيزى خواهد .
آذربرزين
- [ بضم باى موحده ] آتشگاهيست كه آن را يكى از ائمه دين ابراهيم زردشت كه برزين نام داشت ساخت « 23 » . مثالش حكيم انورى فرمايد :
بيت
اى نمودار رحمت و سخطت * آب حيوان و آذر برزين
و حسين وفائى بفتح باء آورده و گفته كه وجه تسميه آنست كه روزى شاه كيخسرو سوار بود صاعقهء برزين مركب او افتاد و آن زين را بآتشكده بردند و تا زمان ولادت حضرت رسالت صلى إله عليه و آله و سلم « 8 » نگذاشتند كه آن آتش خاموش شود و بخاطر اين ضعيف مىرسد كه اين قول پر معتمد نباشد بواسطهء آنكه فردوسى مؤيد معنى اول فرمايد :
بيت
يكى آذرى « 9 » ساخت بر زين بنام * كه با فر هى بود و با راى و كام « 10 »
ايرسون
- طلق باشد يعنى زرورق .
آخريان
- [ بمد الف و سكون خاء و كسر راء ] كالا باشد و كاله نيز گويند - و اخريان بقصر « 11 » نيز آمده چنان كه خلاق المعانى فرمايد :
شعر
چون مىدهى مرا تو عطاياى به گزين * جز به گزين چه آرمت آخر ز اخريان
آگندن
- انباشتن و پر ساختن . مثالش شاعر گويد :
هامش
( 1 ) « س » : كدبانو كه .
( 2 ) معنى اخير از « ب » و « ن » است . در « س » و « الف » نيست .
( 3 ) كلمهء بود از « ن » است .
( 4 ) « الف » : ارزن
( 5 ) بجز « ب » : زاء .
( 6 ) « ب » : خاقانى گويد ؛ « ن » : فرمايد ؛ « س » : در متن : شاعر گويد . و در حاشيه مانند متن فوق .
افزوده است .
( 7 ) اينجا مع الاسف چند صفحه از نسخهء « الف » افتاده است بپايان افتادگى در جاى خود اشاره خواهد شد .
( 8 ) اين كلمه از « ن » است در « س » نيست .
( 9 ) « س » : يكى آذر .
( 10 ) « س » : با راى كام .
( 11 ) اين كلمه در « س » نيست .
( 21 ) برهون ، هر چيز ميان خالى مانند هالهء ماه و طوقى كه بر گردن كنند و دايره كه از پرگال كشند .
( برهان ) .
( 22 ) صحيح كلمه آتبين است .
( 23 ) آذر برزين مهر ، آتشكدهء كشاورزان و در ريوند خراسان بوده است . زردشت و ابراهيم نيز در ادبيات اسلامى خلط شده ( حاشيهء برهان ) .