تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩
ز امتحان طبع مريم زاد « 1 » بر چرخ دوم * تير « 2 » عيسى نطق را در خركمان آورده‌ام
اما بخاطر اين شكسته خاطر مىرسد كه خركمان در اين بيت نيز بمعنى اول انسب باشد « 21 » .

خفتان

- جامهء قزاگند كه در روز جنگ پوشند . مثالش شيخ سعدى گويد : شعر « 3 »
نبينى كه در معرض تيغ و تير * بپوشند خفتان به زير حرير

خستوان

- [ بفتح خا و سكون سين و ضم تاى قرشت ] بمعنى اقرار و اعتراف كنندگان باشد . مثالش شاعر گويد : شعر « 3 »
يكى پند خوب آمد از هندوان * بر آن خستوانند نا خستوان

خفدان

- به وزن و معنى همان خفتان مرقوم .

خرمن

- بمعنى تودهء غله و غيره « 3 » باشد و بمعنى هالهء ماه نيز آمده . مثالش بمعنى اول شيخ سعدى گويد : بيت
خداوند خرمن زيان مىكند * كه بر خوشه‌چين سرگران مىكند
مثال معنى دوم رضى نيشابورى فرمايد : بيت « 3 »
ماه بىخاك جناب تو چنان تنگ آمد * كه بر آن دايرهء خرمن زندان ديدم
بمعنى مطلق توده نيز آمده . چنان كه انورى « 4 » گويد : بيت
خالى مدار خرمن آتش ز دود عود * تا در چمن ز بيضهء كافور خرمن است

خونخين

- [ بعد از واو باى فارسى و خاء معجمه و ياى حطى ] موميائى باشد در مؤيد ، اما اشعار بحركتش نكرده . « 22 »

مع الواو

خو

- [ بفتح خاء ] چوب‌بندى كه بنايان بر سر آن ايستند و كار كنند . مثالش شمس فخرى گويد :
هامش
( 1 ) اصل : ذات . ( متن از ديوان خاقانيست ) . ( 2 ) الف : تيرى . ( 3 ) كلمه از « ن » است . ( 4 ) « ب » : خاقانى . ( 21 ) در برهان معنى گرفتار شدن مردم در تعبى و آزارى و تهلكه‌اى نيز هست . ( 22 ) در برهان به وزن دوربين ضبطست .