تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦

باب الحاء

بر طبع نقاد و خاطر و قاد ارباب استعداد مخفى نماند كه اگر چه حرف حاء در فرس نيامده اما لغتى چند به نادر واقع شده بعضى مركب و بعضى مفرد ، نوشته شد .

حوض ترسا

- حوضى باشد كه انگور در آن شيره كنند . مثالش حكيم خاقانى گويد : بيت
گفتم پسندد داورم كز فيض « 1 » عقلى بگذرم « 2 » * حيض عروس رز خورم در حوض ترسا داشته

حصار

- نام شهريست حسن خيز « 21 » مثالش خسرو شيرين : بيت
ز تيغ تنگ چشمان حصارى * قدر خان را بران در تنگبارى

حرف‌گير

- يعنى معترض « 4 » و عيب جوى . مثالش شيخ نظامى گويد : بيت
گر انگشت من حرف‌گيرى كند * ندانم كسى كو دبيرى كند

حقهء كاوس

- نام يكى از سى لحن باربد . مثالش هم او گويد « 22 » در تعريف باربد « 5 » :
هامش
( 1 ) « الف » قيض . ( 2 ) « ن » : نگذرم . ( 3 ) كلمه در « س » نيست . ( 4 ) « س » مغرض . ( 5 ) « س » : پاربد . ( 21 ) در برهان به عربى معنى قلعه و باره دارد و در فارسى شعبه‌اى از جملهء بيست و چهار شعبهء موسيقى . ( 22 ) نظامى .