باب الحاء
بر طبع نقاد و خاطر و قاد ارباب استعداد مخفى نماند كه اگر چه حرف حاء در فرس نيامده اما لغتى چند به نادر واقع شده بعضى مركب و بعضى مفرد ، نوشته شد .
حوض ترسا
- حوضى باشد كه انگور در آن شيره كنند . مثالش حكيم خاقانى گويد :
بيت
گفتم پسندد داورم كز فيض « 1 » عقلى بگذرم « 2 » * حيض عروس رز خورم در حوض ترسا داشته
حصار
- نام شهريست حسن خيز « 21 » مثالش خسرو شيرين :
بيت
ز تيغ تنگ چشمان حصارى * قدر خان را بران در تنگبارى
حرفگير
- يعنى معترض « 4 » و عيب جوى .
مثالش شيخ نظامى گويد :
بيت
گر انگشت من حرفگيرى كند * ندانم كسى كو دبيرى كند
حقهء كاوس
- نام يكى از سى لحن باربد .
مثالش هم او گويد « 22 » در تعريف باربد « 5 » :
هامش
( 1 ) « الف » قيض .
( 2 ) « ن » : نگذرم .
( 3 ) كلمه در « س » نيست .
( 4 ) « س » مغرض .
( 5 ) « س » : پاربد .
( 21 ) در برهان به عربى معنى قلعه و باره دارد و در فارسى شعبهاى از جملهء بيست و چهار شعبهء موسيقى .
( 22 ) نظامى .