باب الخاء
مع الالف
خارا
- سنگ سخت باشد . و جنسى از جامههاى قيمتى كه آن را صاحبى گويند و آن ساده و مخطط « 1 » هر دو مىباشد و مخطط را خاراى « 2 » عتابى مىگويند و عتاب نام شخصى است كه اين خارا منسوبست به او .
مثال هر دو معنى حكيم خاقانى گويد :
بيت
جيب من بر صدرهء خارا عتابى شد ز اشك * كوه خارا زير عطف دامن خاراى من
خردما
- [ بضم خا و سكون و فتح را و دال مهملتين ] نام مرغيست خوشآواز و خوش رنگ .
منوچهرى گويد :
بيت
از شغب خرد ما « 3 » لاله به جوش آمدست * زير ببانگ آمدست بم بخروش آمدست
و نيز منوچهرى فرمايد « 4 » :
بيت
خجسته را بجز از خردما ندارد گوش * بنفشه را بجز از كركما ندارد پاس
خشكفا
- يعنى نانى كه پيش از برآمدن خميرش پزند و آن را فطير نيز گويند .
خلوليا
- [ بفتح خاء و ضم لام و كسر لام دوم و ياء حطى ] در نسخهء ميرزا چيزى باشد كه همه كس آن را « 5 » تصرف كنند و مانعى نباشد كذا فى الادات « 21 » امير خسرو گويد :
شعر
غارت برد خرد نيز از حرص و آز در دل * دزدست « 6 » و پاسبان هم گنج خلوليا را
هامش
( 1 ) « س » : محطط .
( 2 ) كلمه در « س » نيست .
( 3 ) در ديوان منوچهرى : مردمان . اما اين ضبط استوار ترست .
( 4 ) اصل همه جا : و ناصر خسرو فرمايد . ( متن تصحيح قياسيست ) .
( 5 ) « ب » : او را .
( 6 ) « س » « الف » : دزدست ؛ « ن » : وز دست . ( متن از « ب » است ) .
( 21 ) در برهان معانى : بيشرم و بىباك و بيحيا و مردم ديوانه مزاج و علت ماليخوليا نيز دارد .