و معنى سابق نيز از اين رباعى مىتوان فهميد و بمعنى زنهارى كه در مقام تحذير استعمال كنند نيز آمده چنان كه « 1 » مسعود سعد فرمايد :
شعر
تا نگوئى چو شعر برخوانى * كاين چه بسيار گوى كشخا نيست
و در فرهنگ بمعنى جامهوارى از هر قماش نيز آمده . مثالش نزارى گويد :
بيت
تا بديوان ممالك در حساب * زر بدينار آيد و جامه به تاى
و ديگر از ادات غايت و تعليل هر دو نيز باشد « 21 » .
مثالش به اين معنى لطيفى گويد :
بيت
از مهد تا پلحد بياموز و پاك زى « 2 » * تا نزد حق و خلق جهان معتبر شوى
و ديگر از ادات شرط باشد چنان كه « 1 » شاعر گويد :
بيت
تا پريشان نشود كار بسامان نشود * شرط عقلست « 3 » كه تا اين نشود آن نشود
تنگلوشا
- [ بفتح تاء و . ف فارسى با شين معجمه ] علم خانهء روميان باشد در نسخه وفائى و در يكى از نسخ تنگلوشا و ارتنگ « 4 » دو كتابند از روميان و اين بيت حكيم خاقانى را مؤيد قول « 5 » خود آورده :
شعر
بنام قيصران سازم تصانيف * به از ارتنگ روم و تنگلوشا
و بعضى گفتهاند تنگلوشا نام حكيمى است مغربى « 5 » كه اين تصنيف اوست اما در مؤيد الفضلاء مسطورست كه تنگلوشا علم خانهء روميانست در صورتگرى غير ارتگ « 4 » . و در فرهنگ نام كتابيست كه لوشاى حكيم ، كه « 6 » از حكماء روم در صفت تصوير و نقاشى ممتاز بود ، آن را تصنيف كرد « 22 » .
تيزنا
- يعنى محل تيزى چيزها مطلقا .
مثالش جمال الدين عبد الرزاق گويد :
بيت
ز وصف تيغ توزان قاصرم كه انديشه * بريده گشت چو بر تيز ناش گذار
تاسا
« 7 » - [ بسين مهمله ] اندوه و ملالت باشد كه تاسه نيز گويند . مثالش پوربهاى جامى گويد :
بيت
خواجه حاجى چو از ره ياسا « 8 » * خورد چوب اندر آمدش تاسا
تيلا
- [ بعد از ياء لام . به وزن زيرا ] در نسخهء ميرزا چنبر « 8 » رسن « 8 » باشد و در فرهنگ بمعنى چنبر رسنتابى « 9 » باشد .
ترا
- مركب از « تو » و « را » ست و در كتابت « 10 » و تلفظ واو « 11 » مىافتد . و در نسخهء ميرزا بمعنى خود را نيز آمده مثالش شيخ نظامى گويد :
شعر
گفت با من فروش باغ ترا * تا دهم روشنى چراغ ترا
و در مخزن « 23 » نيز فرموده كه « 12 » :
هامش
( 1 ) « س » : چنانچه .
( 2 ) « ب » : پاك زاى .
( 3 ) « ب » : عشقست .
( 4 ) « س » : ارتنگست .
( 5 ) كلمه از « ب » است .
( 6 ) « كه » از « ن » از « ن » است .
( 7 ) « س » « ن » : پاسا . ( متن از « ب » است ) .
( 8 ) كلمه در « س » نيست از « ب » و « ن » است .
( 9 ) « س » : تانى ؛ « ب » : تاپى . ( متن تصحيح قياسيت ) .
( 10 ) « س » : كتاب .
( 11 ) « س » :
و آد .
( 12 ) « كه » از « ب » است .
( 21 ) در برهان نيز معانى ذيل به كلمه داده شده است : كلمهء انتها و ترجمهء الى و حتى تاى كاغذ يعى يك تخته و يك ورق . و مقابل بود صفت عدد و همچون يكتا و دو تا و سه تا . و بمعنى زنهار و بمعنى كه با كاف مكسور استعمال شود همچون « واقف باش تا نيفتى » « يعنى واقف باش كه نيفتى » .
( 22 ) دربارهء تنگلوشا : يعنى كتابى كه موضوع آن صور نجومى ( غير از صور چهل و هشتگانهء بطلميوس ) است و دلالت طلوع آنها در افق شهرى در موقع طلوع وجهى از رجوه دوازدهگانه بر حوادث حيات مولودست كه آن را در بعض كتب عربى صور درجات فلك ناميدهاند و مؤلف آن تو كروس يونانيست ( و همين كلمه است كه به علت اغيشاش خط بهلوى به تنگلوش و تنگلوشا تبديل شده است چه اين كتاب از يونانى به پهلوى و از پهلوى به عربى گردانيده شده بوده ) رجوع كنيد بحاشيهء برهان قاطع چاپ دكتر معين ذيل همين لغات تنگلوشا و منابع مذكور در آن ذيل .
( 23 ) يعنى مثنوى مخزن الاسرار نظامى .