تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
بيت
چكنم چاره كه بىهيمه و مويينه به زم * نامفيدست مرا بودن از ان پرهيزان

پيرامن و پيرامون

- گرداگرد مثال اول را شيخ سعدى گويد : شعر
در ميرو وزير و « 1 » سلطان را * بىوسيلت مگرد پيرامن
و مثال دوم استاد ابو شكور گويد : بيت
به پيرامون آن دز بود كوهى * كزان بد در دل گردون شكوهى

پرندين

- [ به را و دال مهملتين . به وزن سمن چين ] هر چه از پرند سازند . و پرند حريرست . مثالش استاد اسدى گويد : بيت
زهر سويى اندازه دروى به جوش « 2 » * بتان پرندين بردله پوش

پژوين

- [ به زاى فارسى و واو . به وزن قزوين ] در نسخهء حسين وفائى بمعنى چركين شدن « 3 » و چركين داشتن باشد و « 4 » بمعنى چركين نيز به نظر رسيده . مثالش حكيم سنائى فرمايد : بيت
پيشم « 5 » آرد دوات بن سوراخ * قلم سست و كاغذ پژوين « 6 »
و پوربهاى جامى نيز گويد : شعر
صاحبا انصاف من بستان ازو * كو نگاهى در من مسكين نكرد
از جفاها در حق من هيچ نيست « 7 » * كان پليد مدبر پژوين نكرد

پاىبوزان « 8 »

- [ باى دوم نيز فارسى و زاى معجمه ] در نسخهء وفائى بمعنى بانگ سهمناك باشد . اين لغت جاى ديگر به نظر نرسيده .

پشتوان « 9 »

- چوبى باشد كه به جهت استحكام ديوار در زير آن گذارند . مثالش خلاق المعانى گويد : بيت « 10 »
چنين « 11 » خلل كه به بنياد او « 12 » در آمده بود * گر اعتماد برين پشتوان نبودى واى
و پشتيوان و پشتيبان « 13 » نيز گويند . مثالش شيخ سعدى فرمايد : شعر « 1 »
چه غم ديوار امت را كه باشد چون تو پشتيبان * چه باك از موج بحر آن را كه باشد نوح كشتيبان

پرن

- [ به راى مهمله به وزن رسن ] پروين باشد . مثالش خلاق المعانى « 14 » گويد : بيت
بگاه فكرت « 15 » اگر بر بنات نعش خورم * بنوك كلك بنظم آورم چنان پرنش

پالودن

- بمعنى صاف كردن .

پيغون « 16 »

- [ بغين . به وزن ميمون ] عهد و شرط و پيمان « 17 » باشد در نسخهء ميرزا .

پريخوان

- افسون خوان . مثالش مولوى معنوى : بيت
فسون بخوانم و بر روى آن پرى بدمم * از آنكه كار پرى خوان هميشه افسونست
هامش
( 1 ) واو از « ب » است . ( 2 ) « س » : مجوش ؛ « ن » : جوش . ( متن از « ب » است ) . ( 3 ) « س » : شد . ( 4 ) در « س » واو نيست . ( 5 ) « س » : بيسم . ( 6 ) « س » : بژوين . ( 7 ) كلمه از « ب » است . ( 8 ) « س » : پاىپوران . ( 9 ) « س » : پشنوان . ( 10 ) كلمه از « ن » است . ( 11 ) « س » : حنين . ( 12 ) « ب » « ن » : دين . ( 13 ) « س » : پشتيبان . ( 14 ) « ب » : خاقانى . ( 15 ) « س » : فكر اگر ؛ « ب » : فكر و غذا گر . ( متن از « ن » است ) . ( 16 ) « س » : بيغون . ( 17 ) « س » : بيمان .