داشت و آدمىخوار بود . مثالش حكيم فردوسى گويد :
شعر
دزى بود و از مردم آباد بود * كجا نام آن شهر بيداد بود
بسذ
- [ بضم با « 1 » و فتح سين مهملهء مشدده ] و بسذ [ بتخفيف سين ] مرجان باشد و آن را كامه نيز خوانند و منبت آن قعر درياست رسنى افكنند و بر كشند چون باد بر آن وزد و آفتاب بر آن تابد سرخ گردد ، كذا فى عجايب البلدان مثالش . حكيم انورى گويد :
بيت
فرو گسست بعناب عنبرين سنبل * فرو شكست بخوشاب بسدين شكر
بيرزذ
- [ بباى حطى و راى مهمله و معجمه .
به وزن پير زن ] برادهاى باشد كه رويگران از سونش سوهان جمع كنند و بر ورمها مالند . و بمعنى دارويى كه بردميدگيها مالند تا به شود و مگس بر آن نشيند « 2 » و رويگران براى وصل به كار برند نيز به نظر رسيده و در فرهنگ بمعنى صمغى مانند مصطكى آورده كه بغايت تيز بو باشد و اين بيت مسعود [ سعد ] شاهد آورده :
شعر
همچو مازو زفتشان لفچ و سيه چون بيرزد * چون هليله زردشان روى و ترش چون انبله
بركنذ
- يعنى « 3 » يرافروزد و روشن كند .
و بمعنى حفظ كند نيز آمده . مثال معنى اول خواجه حافظ گويد :
بيت
درونها تيره شد باشد كه از غيب * چراغى بر كند خلوت نشينى
مثال معنى دوم هم او گويد « 21 » :
شعر
صبحدم از عرش مىآمد خروشى عقل گفت * قدسيان گويا « 4 » كه شعر حافظ از بر مىكنند
بغداذ
- نام شهرى مشهور . و نام خطى از خطوط جام جم . مثالش « 5 » حكيم خاقانى فرمايد :
بيت
دجله دجله تا خط بغداذ جام * مىدهيد و از كسان ياد آوريد
باذ
- معروف و ديگر « 6 » روز بيست و دوم از ماه باشد . مثالش استاد رافعى گويد :
شعر
هميشه تا بود از پيش رشن مهر و سروش « 22 » * چنان كه از پس بهرام رام باشد و باد « 23 »
معنى اين بيت در باى مع الميم براى لغت بهرام مذكور خواهد شد ، و بمعنى آه نيز آيد .
چنان كه « 7 » سنائى گويد :
بيت
بر ره كربلا باستادى * بركشيدى ز درد دل بادى
و نيز كنايه از كبر و نخوت باشد . چنان كه مولوى معنوى گويد :
بيت
هفت اختر بىآب را كز خاكيان خون مىخورند * هم آب بر آتش زنم هم باذهاشان « 8 » بشكنم
و نام فرشتهاى نيز باشد كه امور روز باد به او متعلقست .
بدروذ
- [ بكسر باء و ضم راى مهمله ] بمعنى وداع باشد . مثالش خواجه حافظ فرمايد :
شعر
ماه كنعانى من مسند مصر آن تو شد * وقت آنست كه بدروذ كنى زندان را
هامش
( 1 ) « س » « الف » : فا .
( 2 ) « س » : بنشيند .
( 3 ) « س » : بمعنى .
( 4 ) در ديوان حافظ چاپ مرحوم قزوينى :
گوئى .
( 5 ) اين كلمه از « ن » « ب » است .
( 6 ) « س » « الف » : ديگر .
( 7 ) « الف » « ب » : چنانچه .
( 8 ) « ب » : پادشاهان ؛ « س » :
بادشاهان را .
( 21 ) يعنى : حافظ .
( 22 ) مهر نام روز شانزدهم و سروش نام روز هفدهم و رشن نام روز هجدهم است از هر ماه .
( 23 ) بهرام نام روز بيستم و رام نام روز بيست و يكم و باد نام روز بيست و دوم است از هر ماه .