زيرا كه او از خاوران بوده و در اول خاورى تخلص مىكرد و خاوران ولايتى است از خراسان .
مهر خم -
به ضم اول و رابع كنايه از سكوت و خاموشى است و به اين معنى به جاى حرف رابع جيم مفتوح هم گفتهاند و به جاى جيم فا هم به نظر آمده است و اصح اين است .
مهر خوان -
به كسر اول و واو معدوله به معنى خطاب باشد همچنان كه در هندوستان متعارف است مانند آصف خان و اسلامخان و لشكر خان و امثال آن .
مهر دهان -
به فتح دال ابجد به معنى مهرخم است كه كنايه از خاموشى و سكوت باشد و روزه را هم گفتهاند كه عربان صوم خوانند .
مهر دهانان -
كنايه از روزهداران است .
مهر دهان روزهداران -
كنايه از آفتاب است كه تا غروب نكند روزه نتوان گشود .
مهر شريعت -
اشاره به حضرت رسالت پناه محمدى صلوات اللّه عليه و آله است .
مهرگان -
با كاف فارسى بر وزن و معنى مهرجان است كه معرب آنست و آن به معنى مهر و محبت پيوستن است و نام روز شانزدهم از هر ماه و نام ماه هفتم از سال شمسى باشد و آن بودن آفتاب عالمتاب است در برج ميزان كه ابتداى فصل خزان است و نزد فارسيان بعد از جشن و عيد نوروز كه روز اول آمدن آفتاب است به برج حمل از اين بزرگتر جشنى نمىباشد و همچنان كه نوروز را عامه و خاصه مىباشد مهرگان را نيز عامه و خاصه هست و تا شش روز تعظيم اين جشن كنند ابتدا از روز شانزدهم و آن را مهرگان عامه خوانند و انتها روز بيست و يكم و ان را مهرگان خاصه خوانند و عجمان گويند كه خداى تعالى زمين را در اين روز گسترانيد و اجساد را در اين روز محل و مقر ارواح گردانيد و در اين روز ملايكه يارى و مددكارى كاوه آهنگر كردند و فريدون در اين روز بر تخت پادشاهى نشست و در اين روز ضحاك را گرفته به كوه دماوند فرستاد كه در بند كنند و مردمان به سبب اين مقدمه جشنى عظيم كردند و عيد نمودند و بعد از آن حكام را مهر و محبت به رعايا به هم رسيد و چون مهرگان به معنى محبت پيوستن است بنا بر اين بدين نام موسوم گشت و بعضى ديگر گويند كه فارسيان را پادشاهى بود مهر نام داشت و به غايت ظالم بود و او در نصف ماه به جهنم و اصل شد بدين سبب آن روز را مهرگان نام كردند و معنى آن مردن پادشاه ظالم باشد چه مهر به معنى مردن و گان به معنى پادشاه ظالم هم آمده است و گويند اردشير بابكان تاجى كه بر آن صورت آفتاب نقش كرده بودند در اين روز بر سر نهاد و بعد از او پادشاهان عجم نيز در اين روز همچنان تاجى بر سر اولاد خود نهادندى و روغنبان كه آن درختيست و ميوه آن را حب البان گويند به جهت تيمن و تبرك بر بدن ماليدندى و اول كسى كه در اين روز نزديك پادشاهان عجم آمدى مؤبدان و دانشمندان بودندى و هفت خوان از ميوه همچو شكر و ترنج و سيب و بهى و انار و عناب و انگور سفيد و كنار با خود آوردندى چه عقيده فارسيان آنست كه در اين روز هر كه از هفت ميوه مذكور بخورد و روغن آن بر بدن بمالد و گلاب بياشامد و بر خود و دوستان خود بپاشد در آن سال از آفتاب و بليات محفوظ باشد و نيك است در اين ايام نام بر فرزند نهادن و كودك از شير بازكردن .
مهرگان بزرگ -
نام مقامى است كه موسيقى كه آن را بزرگ خوانند .
مهرگان خاصه -
نام روز بيست و يكم مهرماه باشد و آن روز جشن مغان است يعنى آتشپرستان .
مهرگان خردك -
نام مقامى است از موسيقى كه آن را كوچك خوانند .
مهرگان عامه -
روز شانزدهم مهرماه باشد و فارسيان در اين روز جشن سازند و عيد كنند بنا بر آن كه فريدون در اين روز ضحاك را در بابل گرفت و به دماوند فرستاد تا در بند كشيدند .
مهرگان كوچك -
به معنى مهرگان خردك است كه نام مقامى باشد از موسيقى .
مهرگانى -
با كاف فارسى بر وزن و معنى مهربانى باشد كه نام لحن بيست و پنجم است از سى لحن باربد و نام نوايى هم هست .
مهرگيا -
و مهرگياه گياهى باشد شبيه به آدمى كه عربان يبروج الصنم خوانند و بعضى گويند گياهى است كه با هر كس كه باشد محبوب القلوب خلق گردد و بعضى گويند گياهى است كه برگهاى آن در برابر آفتاب مىايستند .
مهرمانى -
با ميم بر وزن و معنى مهرگانى است كه