تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 801

مساهمون:

ص٨٠١
خوانند .

گنبد نارنج -

و گنبد نارنگ به معنى گنبد مقرنس باشد كه كنايه از آسمان است .

گنبد نيلوفرى -

به معنى گنبد نارنج باشد كه كنايه از آسمان است .

گنبده -

بر وزن بتكده به معنى گنبد است و غنچهء گل و پياله و كاسه و جستن و خيز كردن را نيز گويند .

گنبدى -

بر وزن دنبكى به معنى گنبد باشد و خيمه را نيز گويند كه به يك ستون بر پاى باشد و به معنى جستن و خيز كردن هم هست .

گنج -

به ضم اول و سكون ثانى و جيم به معنى گنجايش است كه از گنجيدن و درآوردن و راست آمدن چيزى در چيزى و درآمدن در جاى تنگ باشد و حصه و رصدى را نيز گويند كه در ميان جمعى از مردم كنند و به هر كس قسمتى رسانند و به فتح اول زر و گوهرى باشد كه در زيرزمين دفن كنند و به كسر اول به معنى گيج و سرگشته و متحير باشد و به معنى صاحب عجب و تكبر و خودستاى هم آمده است .

گنجار -

به فتح اول بر وزن زنگار به معنى غازه باشد و آن سرخى است كه زنان بر روى مالند و آن را غازه و غنجار و غنجاره و غنجره و غلغونه و گلگونه نيز خوانند .

گنجاره -

بر وزن انكاره به معنى غنجاره است كه غازه و گلگونهء زنان باشد .

گنج افراسياب -

نام گنجى است كه افراسياب نهاده بود و پرويز آن را بيافت و آن گنج چهارم است از جمله هشت گنج خسرو پرويز كه گنج عروس و گنج باد آورد و ديبهء خسروى و گنج افراسياب و گنج سوخته و گنج خضرا و گنج شاد آورد و گنج‌بار باشد .

گنج الهى -

به كسر جيم و همزه كنايه از قناعت است و كلام خدا را نيز گويند .

گنج باد -

به معنى گنج باد آورد است كه گنج دويم باشد از جمله هشت گنج خسرو پرويز و آن‌چنان بود كه قيصر روم از بيم خسرو خزاين پدران خود را به كشتيها در آورده به جانب دريا گريزانيده بود اتفاقا بادى و طوفانى برخاست و آن كشتيها را به جايى كه خسرو پرويز لشگرگاه ساخته بود آورد و تمامى آن خزائن بدست خسرو آمد آن را به اين نام خواندند .

گنج بادآورد -

همان گنج باد است كه گنج دويم خسرو پرويز باشد و آن را گنج بادآور هم مىگويند كه به حذف دال آخر باشد و نام نوايى و لحنى هم هست از جمله سى لحن باربد گويند چون اين گنج بدست خسرو پرويز افتاد باربد اين لحن را ساخت و نواخت .

گنج بار -

با باى ابجد به الف كشيده و به راى قرشت زده نام گنج هشتم خسرو پرويز است و آن به گنج گاو شهرت دارد و اين گنجى است كه خسرو به رهنمونى دهقانى يافت و آن گنج صد آفتابهء پر از زر و جواهر بوده از جملهء دفاين ذو القرنين و اين گنج را گنج شاد آورد هم مىگويند .

گنج حكيم -

اشاره به سورهء فاتحه الكتاب است كه سورهء اول قرآن باشد .

گنج خاكى -

با خاى نقطه‌دار به الف كشيده و كاف به تحتانى رسيده كنايه از آدم صفى عليه السلام و فرزندان او باشد كه بنى آدم است .

گنج خضرا -

نام گنج ششم است از جملهء هشت گنج خسرو پرويز .

گنج دار -

به كسر جيم و دال به الف كشيده و به راى قرشت زده نام نوايى و صوتى است از موسيقى .

گنج ديبه -

همان ديبه خسروى است كه نام گنج سيم خسرو پرويز باشد .

گنج ديوار بست -

نام گنجى است كه در زير ديوارى بود و آن ديوار نزديك به افتادن شده بود خضر عليه السلام آن ديوار را راست كرد و بعضى گويند گنجى بوده كه آن را در ميان ديوار بستى انبار و توده كرده بودند .

گنجر -

بر وزن سنجر سرخى و غازه‌اى باشد كه زنان بر روى مالند .

گنج روان -

نام گنج قارون است گويند پيوسته در زير زمين حركت مىكند .

گنجره -

بر وزن پنجره به معنى گنجر است كه غازه و سرخى زنان باشد كه بر رخساره مالند .

گنج سوخته -

نام گنج پنجم است از جملهء هشت گنج خسرو پرويز و معنى تركيبى آن گنج سنجيده است چه سخته و سوخته به معنى سنجيده هم آمده است .

گنج شادآورد -

نام گنج هفتم است از جمله هشت گنج خسرو پرويز .

گنج شايگان -

بعضى گويند همان گنج باد آورد
فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 801 | محمد حسين ابن خلف تبريزى ( برهان )