تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 800

مساهمون:

ص٨٠٠

گميز -

به كسر اول و ثانى به تحتانى كشيده و به زاى نقطه‌دار زده پيشاب را گويند كه شاش باشد و به عربى بول خوانند .

بيان شانزدهم در كاف فارسى با نون مشتمل بر نود لغت و كنايت

گن -

به كسر اول و سكون ثانى به معنى صفت باشد هرگاه آن را با كلمه‌اى تركيب سازند همچو شرمگن و گرگن و امثال آن و افادهء معنى صاحب هم مىكند يعنى صاحب شرم و صاحب‌گر كه جرب‌دار باشد و به ضم اول مخفف گند بود كه خصيه است .

گن ابليس -

به ضم اول يعنى خايهء شيطان چه گن به معنى خصيه باشد و دانه‌اى هم هست بسيار سخت و سياه‌رنگ به بزرگى جوزبوا چون آن را حركت دهند و بجنبانند مغز آن در درون آن صدا دهد اگر در زير زن آبستن قدرى از آن دود كنند به آسانى بزايد و آن را عربان حجرة الولادة و حجرة النسر نيز خوانند .

گنبد -

به ضم اول و فتح باى ابجد و سكون ثانى و دال بىنقطه نوعى از عمارت باشد مدور كه از خشت گل و گچ و آجر پوشند و غنچه گل را نيز گويند و نوعى از آئين‌بندى باشد كه مانند گنبد سازند و به عربى قبه گويند و به معنى جستن و خيز كردن هم هست و مطلق پياله را نيز گويند خواه بدان شراب خورند و خواه چيزى ديگر .

گنبد آب -

كنايه از حباب است و آن شيشه مانندى باشد كه به وقت باريدن باران بر روى آن به هم مىرسد .

گنبد ازرق -

كنايه از آسمان است .

گنبد اعظم -

به معنى فلك اعظم است كه فلك الافلاك باشد و عرش اعظم همان است .

گنبد آفت‌پذير -

كنايه از آسمان است .

گنبد تيزرو -

به معنى گنبد آفت‌پذير است كه كنايه از آسمان باشد .

گنبد چاربند -

كنايه از آسمان است به اعتبار چهار نقطهء مشرق و مغرب و جنوب و شمال و كنايه از دنيا هم هست به اعتبار چهار عنصر .

گنبد جان ستان -

به معنى گنبد تيزرو است كه كنايه از آسمان باشد .

گنبد حراقه رنگ -

به معنى گنبد جان‌ستان است كه كنايه از آسمان باشد .

گنبد خضرا -

به معنى گنبد حراقه رنگ است كه كنايه از آسمان باشد .

گنبد دودكشت -

به معنى گنبد خضرا است كه كنايه از آسمان باشد و آن را گنبد دور كشت هم گفته‌اند كه به جاى دال در مرتبهء هفتم راى قرشت باشد .

گنبد دولاب رنگ -

به معنى گنبد دور كشت باشد كه كنايه از آسمان است و آن را گنبد دولابى هم مىگويند .

گنبد شنگرف -

به معنى گنبد دولاب رنگ است كه كنايه از آسمان باشد .

گنبد صوفى لباس -

به معنى گنبد شگرف است كه كنايه از آسمان باشد .

گنبد طاقديس -

به معنى گنبد صوفى لباس است كه كنايه از آسمان است .

گنبد فيروزه خشت -

به معنى گنبد طاقديس باشد كه كنايه از آسمان است .

گنبد گل -

به ضم كاف فارسى و سكون لام غنچهء گل را گويند و كنايه از پياله زرين هم به نظر آمده است .

گنبد گيتى نورد -

به معنى گنبد فيروزه باشد كه كنايه از آسمان است .

گنبد مايل -

با ميم به الف كشيده و تحتانى مكسور و لام ساكن كنايه از فلك چهارم است كه فلك آفتاب باشد .

گنبد معنبر -

موى سر معشوق را مىگويند اگر چه موى را به گنبد مناسبتى نيست اما وقتى اين تشبيه را مىتوان كرد كه معشوق سر برهنه كرده باشد .

گنبد مقرنس -

كنايه از آسمان است و به عربى سما