گميز -
به كسر اول و ثانى به تحتانى كشيده و به زاى نقطهدار زده پيشاب را گويند كه شاش باشد و به عربى بول خوانند .
بيان شانزدهم در كاف فارسى با نون مشتمل بر نود لغت و كنايت
گن -
به كسر اول و سكون ثانى به معنى صفت باشد هرگاه آن را با كلمهاى تركيب سازند همچو شرمگن و گرگن و امثال آن و افادهء معنى صاحب هم مىكند يعنى صاحب شرم و صاحبگر كه جربدار باشد و به ضم اول مخفف گند بود كه خصيه است .
گن ابليس -
به ضم اول يعنى خايهء شيطان چه گن به معنى خصيه باشد و دانهاى هم هست بسيار سخت و سياهرنگ به بزرگى جوزبوا چون آن را حركت دهند و بجنبانند مغز آن در درون آن صدا دهد اگر در زير زن آبستن قدرى از آن دود كنند به آسانى بزايد و آن را عربان حجرة الولادة و حجرة النسر نيز خوانند .
گنبد -
به ضم اول و فتح باى ابجد و سكون ثانى و دال بىنقطه نوعى از عمارت باشد مدور كه از خشت گل و گچ و آجر پوشند و غنچه گل را نيز گويند و نوعى از آئينبندى باشد كه مانند گنبد سازند و به عربى قبه گويند و به معنى جستن و خيز كردن هم هست و مطلق پياله را نيز گويند خواه بدان شراب خورند و خواه چيزى ديگر .
گنبد آب -
كنايه از حباب است و آن شيشه مانندى باشد كه به وقت باريدن باران بر روى آن به هم مىرسد .
گنبد ازرق -
كنايه از آسمان است .
گنبد اعظم -
به معنى فلك اعظم است كه فلك الافلاك باشد و عرش اعظم همان است .
گنبد آفتپذير -
كنايه از آسمان است .
گنبد تيزرو -
به معنى گنبد آفتپذير است كه كنايه از آسمان باشد .
گنبد چاربند -
كنايه از آسمان است به اعتبار چهار نقطهء مشرق و مغرب و جنوب و شمال و كنايه از دنيا هم هست به اعتبار چهار عنصر .
گنبد جان ستان -
به معنى گنبد تيزرو است كه كنايه از آسمان باشد .
گنبد حراقه رنگ -
به معنى گنبد جانستان است كه كنايه از آسمان باشد .
گنبد خضرا -
به معنى گنبد حراقه رنگ است كه كنايه از آسمان باشد .
گنبد دودكشت -
به معنى گنبد خضرا است كه كنايه از آسمان باشد و آن را گنبد دور كشت هم گفتهاند كه به جاى دال در مرتبهء هفتم راى قرشت باشد .
گنبد دولاب رنگ -
به معنى گنبد دور كشت باشد كه كنايه از آسمان است و آن را گنبد دولابى هم مىگويند .
گنبد شنگرف -
به معنى گنبد دولاب رنگ است كه كنايه از آسمان باشد .
گنبد صوفى لباس -
به معنى گنبد شگرف است كه كنايه از آسمان باشد .
گنبد طاقديس -
به معنى گنبد صوفى لباس است كه كنايه از آسمان است .
گنبد فيروزه خشت -
به معنى گنبد طاقديس باشد كه كنايه از آسمان است .
گنبد گل -
به ضم كاف فارسى و سكون لام غنچهء گل را گويند و كنايه از پياله زرين هم به نظر آمده است .
گنبد گيتى نورد -
به معنى گنبد فيروزه باشد كه كنايه از آسمان است .
گنبد مايل -
با ميم به الف كشيده و تحتانى مكسور و لام ساكن كنايه از فلك چهارم است كه فلك آفتاب باشد .
گنبد معنبر -
موى سر معشوق را مىگويند اگر چه موى را به گنبد مناسبتى نيست اما وقتى اين تشبيه را مىتوان كرد كه معشوق سر برهنه كرده باشد .
گنبد مقرنس -
كنايه از آسمان است و به عربى سما