تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 794

مساهمون:

ص٧٩٤
اسفنديار روئين‌تن باشد و به معنى جهنده و خيز كننده نيز آمده است و به فتح اول تفسير اشراق است چه گشسبى اشراقى را گويند و به معنى پرست هم هست كه مشتق از پرستيدن است چه ايزدگشسب خدا پرست را گويند .

گشف -

به فتح اول و سكون ثانى و فا به معنى گزف باشد و آن صمغى است سياه كه بر درزهاى كشتى مالند و سيم سوخته و سواد زركرى را هم مىگويند .

گشن -

به فتح اول و ثانى و سكون نون به معنى بسيار انبوه باشد و به اين معنى به فتح اول و سكون ثانى هم درست است و به ضم اول و سكون ثانى هم درست است و به ضم اول و سكون ثانى به معنى نر باشد كه در مقابل ماده است و درخت خرماى نر كه به عربى فحل گويند و به معنى طالب نر شدن و بار گرفتن مادهء ساير حيوانات و بارور شدن درخت خرما باشد .

گشن لشين -

به فتح اول و كسر ثالث و شين نقطه‌دار به تحتانى رسيده و به نون زده نام روز چهارم است از ماه‌هاى ملكى .

گشنه -

به ضم اول و سكون ثانى و فتح نون به معنى گرسنه باشد .

گشنى -

به ضم اول و سكون ثانى و ثالث به تحتانى رسيده رفتن جانور نر باشد بر بالاى ماده يعنى جفت شدن حيوانات با هم و گشنى درخت يعنى چيزى از درخت خرماى نر به درخت خرماى ماده دادن گويند يك سال حضرت رسالت صلوات اللّه عليه از گشنى درختان منع فرمود در آن سال درختان بار نگرفتند به عرض رسول رسانيدند كه امسال درختان بارور نشدند حضرت فرمود انتم اعلم بامور دنيا كم بعد از آن معتاد همه سال را به جا آورند .

گشنيز -

به كسر اول رستنى باشد كه آن را به عربى خلجان گويند و به فتح اول رفتار با ناز و شادمانى و خرامان و شادان باشد .

گشنيز حصرم -

كنايه از شراب انگورى باشد .

گشى -

به فتح اول و كسر ثانى مخفف و سكون تحتانى به معنى خوشى و خوشحالى و تندرستى باشد و با ثانى مشدد نيز همين معنى دارد و خراميدگى و جلوه‌گرى و ناز رفتارى را نيز گويند .

بيان چهاردهم در كاف فارسى با لام مشتمل بر يك‌صد و سه لغت و كنايت

گل -

به ضم اول و سكون ثانى معروف است و به عربى ورد خوانند و به معنى اخگر آتش هم هست و رنگ سرخ را نيز گويند و به طريق كنايه افاده معنى دولت هم مىكند چنان‌كه گويد از گل تو اينها را مىشنويم يعنى به دولت تو و به كسر اول خاك به آب آميخته را گويند .

گلاج -

به ضم اول و ثانى الف كشيده و به جيم زده نام حلوايى است پاكيزه و عربان قطايف مىگويند و بعضى گويند نانيست بسيار نازك و تنك مانند كاغذ حرير و آن را از نشاسته و تخم‌مرغ پزند و در شربت قند و نبات ريزه كنند و با قاشق و چمچه بخورند .

گل اربه -

به ضم اول و كسر ثانى و همزهء مضموم به راى قرشت زده و فتح باى ابجد دوايى است كه آن را از شام آورند و عنبر بيد نيز خوانند گزندگى جانوران را نافع است و به عربى جعده گويند .

گل ارمنى -

به كسر اول و ثانى گلى باشد سرخ رنگ به سياهى مايل و به عربى طين ارمنى خوانند تبى را كه در ايام و با و طاعون به هم رسد نافع است گويند وقتى در ارمن و با و طاعون عظيمى به هم رسيد چنان كه معدودى چند مانده بودند چون از ايشان تفحص كردند در آن ايام از اين گل مىخوردند .

گل اقريطس -

به كسر اول و فتح ثالث و سكون قاف و راى قرشت به تحتانى رسيده و طاى حطى مضموم به سين بىنقطه زده نوعى از گل باشد و آن را از جزاير يونان آورند گويند اگر زن آبستن بر خود بندد بچه او را آسيبى نرسد تا برسد .

گلاگونه -

به ضم اول و كاف فارسى به واو رسيده و