تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 777

مساهمون:

ص٧٧٧
سخن كردن و حرف زدن و بيان نمودن باشد .

بيان چهارم در كاف فارسى با تاى قرشت مشتمل بر سه لغت

گت -

به ضم اول و سكون ثانى به معنى بزرگ باشد و به عربى عظيم و كبير گويند و به تركى به معنى كون باشد كه عربان دبر خوانند .

گترم -

به ضم اول و راى قرشت بر وزن قلزم به معنى لاف و گزاف است يعنى سخنى كه از حد و اندازه گوينده متجاوز باشد .

گته -

به ضم اول و فتح ثانى به معنى گت است كه بزرگ و عظيم و كبير باشد .

بيان پنجم در كاف فارسى با جيم ابجد مشتمل بر دو لغت

گج -

به فتح اول و سكون ثانى نوعى از خاك باشد كه آن را پزند و بدان عمارت سازند و خانه سفيد كنند و به اين معنى با جيم فارسى هم آمده است .

گجيل -

به فتح اول بر وزن رحيل نام محله‌ايست در تبريز و نام قبرستانى هم هست كه به نام آن محله مىخوانند و قبر شمس تبريزى عليه الرحمه در آن قبرستان است .

بيان ششم در كاف فارسى با جيم فارسى مشتمل بر سه لغت

گچ -

به فتح اول و سكون ثانى خاكى باشد كه آن را پزند و بدان خانه سفيد كنند .

گچك -

به كسر اول بر وزن و معنى غچك است و آن سازى باشد معروف به كمانچه .

گچه -

به فتح اول و ثانى مخفف كسى را گويند كه زبان او به فصاحت جارى نباشد و به اين معنى با تشديد ثانى هم به نظر آمده است .

بيان هفتم در كاف فارسى با دال ابجد مشتمل بر دوازده لغت