سخن كردن و حرف زدن و بيان نمودن باشد .
بيان چهارم در كاف فارسى با تاى قرشت مشتمل بر سه لغت
گت -
به ضم اول و سكون ثانى به معنى بزرگ باشد و به عربى عظيم و كبير گويند و به تركى به معنى كون باشد كه عربان دبر خوانند .
گترم -
به ضم اول و راى قرشت بر وزن قلزم به معنى لاف و گزاف است يعنى سخنى كه از حد و اندازه گوينده متجاوز باشد .
گته -
به ضم اول و فتح ثانى به معنى گت است كه بزرگ و عظيم و كبير باشد .
بيان پنجم در كاف فارسى با جيم ابجد مشتمل بر دو لغت
گج -
به فتح اول و سكون ثانى نوعى از خاك باشد كه آن را پزند و بدان عمارت سازند و خانه سفيد كنند و به اين معنى با جيم فارسى هم آمده است .
گجيل -
به فتح اول بر وزن رحيل نام محلهايست در تبريز و نام قبرستانى هم هست كه به نام آن محله مىخوانند و قبر شمس تبريزى عليه الرحمه در آن قبرستان است .
بيان ششم در كاف فارسى با جيم فارسى مشتمل بر سه لغت
گچ -
به فتح اول و سكون ثانى خاكى باشد كه آن را پزند و بدان خانه سفيد كنند .
گچك -
به كسر اول بر وزن و معنى غچك است و آن سازى باشد معروف به كمانچه .
گچه -
به فتح اول و ثانى مخفف كسى را گويند كه زبان او به فصاحت جارى نباشد و به اين معنى با تشديد ثانى هم به نظر آمده است .