اسباب مواد و بواعث باشد يعنى سببها و مادهها و باعثها .
شونست -
به ضم اول و كسر ثالث و سكون سين بىنقطه و فوقانى به معنى فسون و علاج باشد .
شونيز -
با اول به ثانى رسيده و ثالث به تحتانى كشيده و به زاى نقطهدار زده سياه دانه را گويند و به عربى حبة السودا خوانند و آن تخمى باشد كه بر روى خمير نان پاشند و زمين شيار كرده و برزيگر و زراعت كننده را نيز گفتهاند .
شونيزيه -
به فتح اول و تحتانى آخر نام مسجدى است غير معلوم .
شوه -
به فتح اول و ثانى و ظهور ها بر وزن و معنى شبه است و آن سنگى باشد سياه و سبك و با خفاى ها به معنى سبب و باعث و ماده باشد .
شوى -
به فتح اول و كسر ثانى و سكون تحتانى معروف به معنى پيراهن است و به عربى قميص گويند و به ضم اول و تحتانى مجهول شوربا و آهارى را گويند كه بر روى تار پارچه كه مىبافند مالند و به ضم اول و سكون ثانى و تحتانى به معنى شوهر باشد و به معنى شستن و امر به شستن هم هست و به كسر اول و ثانى شبت را گويند و آن رستنى باشد كه آن را ريزه كنند و در طعام و ماست ريزند و دهليز و دالان خرد و كوچك را نيز گفتهاند .
شويست -
به فتح اول و ثانى به تحتانى كشيده و به سين بىنقطه و فوقانى زده به معنى پراكندگى و پريشانى باشد .
شويلا -
به ضم اول و ثانى به تحتانى رسيده و لام به الف كشيده به لغت سريانى گياهى است كه آن را بوى مادران گويند و به يونانى ارطميسا خوانند .
شوى مال -
بر وزن گوشمال شخصى را گويند كه آهار و آش بر تار جامه كه مىبافند بمالد .
بيان بيست و دويم در شين نقطهدار با ها مشتمل بر چهل و شش لغت و كنايت
شه -
به فتح اول و سكون ثانى مخفف شاه است كه اصل و خداوند و بزرگ باشد و داماد را نيز گويند و سير در مقابل گرسنه را هم گفتهاند و به معنى منع هم آمده است كه در برابر رخصت و رضاست و كشت كردن شاه شطرنج باشد يعنى مهرهاى را در جايى بگذارند كه شاه حريف لاعلاج از جاى خود برخيزد يا علاج برخاستن كند و هر چيز را نيز گويند كه در بزرگى و خوبى به حسب صورت و سيرت از امثال خود بزرگتر و ممتاز باشد همچو شهسوار و شهباز و شهپر و امثال آن و به ضم اول كلمهاى است كه در محل كراهت و نفرت گويند .
شهاب -
بر وزن شراب مخفف شاه آب است و آن آب سرخى باشد كه مرتبهء اول از گل كاجيره گيرند و در عربى شيرى باشد از گوسفند يا گاو كه با آب آميخته باشند و به كسر اول هم در عربى كوكب و ستاره و شعله كشيدن آتش را گويند و شهب جمع آن است .
شهادت سربسته -
گواهى و شهادتى را گويند كه در آن شك و ريب و ساختگى و غرض نباشد و از روى راستى و اخلاص باشد .
شهباز -
با باى ابجد بر وزن پرواز جانورى است شكارى كه به جثه از باز بزرگتر و به گيرايى كمتر مىباشد و باز بزرگ را نيز گويند .
شه بالا -
با لام الف به معنى شاه بالا است يعنى داماد بالا چه شه به معنى داماد هم هست و آن شخصى است كه به قد و بالا و سن و سال با كسى كه او را كدخدا مىكنند برابر مىباشد و او را نيز مانند داماد آراسته كرده با داماد به خانهء عروس مىبرند و به تركى ساق دوش مىگويند .
شه باله -
بر وزن ده ساله به معنى شه بالا است كه همدوش داماد باشد .
شه پر -
با باى فارسى بر وزن كفتر پر اولين بال