تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
غريب است و طبع را از ديدنش خوش مىآيد گويند ناقهء حبشى با گاو كوهى جمع مىشود و اين صورت تولد مىكند و بيشتر در ولايت نوبه به هم مىرسد و نام يكى از مهرهاى شطرنج كبير هم هست .

شتر گربه -

هر چيز مخالف و نامتناسب و نامتجانس را گويند و دو چيز را نيز شتر گربه گويند كه در غايت بلندى و پستى و كوچكى و بزرگى باشد .

شترمرغ -

معروف است و آن مرغى باشد شبيه به شتر و عربان نعامه خوانند .

شتر مور -

گويند در جنگلى از جنگلهاى مغرب زمين درختى هست كه برگهاى آن كار اكسير مىكند و در آن جنگل مورچه نيز مىباشد به بزرگى بزغالهء بزرگى و گوساله كوچكى كسى كه بدان جنگل درآيد مورچگان به دو آويزند و در يك لحظه پاره‌پاره‌اش كنند .

شترنج -

بر وزن شطرنج اقسام غله را گويند كه به هم آميخته باشند و اگر از آن آشى بپزند آن آش را آش شطرنجى و اگر نانى بپزند نان شطرنجى گويند .

شترنگ -

با كاف فارسى بر وزن و معنى شطرنج است و آن بازى باشد مشهور و معروف كه آن را حكيم داهر هندى يا پسر او در زمان انوشيروان اختراع كرده بود و ابوزرجمهر در برابر آن نرد را ساخت و شطرنج معرب آن باشد و نزد محققين نرد اشاره به جبر است و شطرنج به اختيار و مردم گياه را نيز گويند و آن گياهى باشد كه بيشتر از چين آورند .

شتفت -

به كسر اول و فتح ثانى و سكون فا و فوقانى به معنى بلندى و علو باشد و سقف خانه را نيز گويند و پوشش هر چيز را مىگويند عموما و پوشش عمارت و خانه و امثال آن را خصوصا و به كسر اول و ثانى هم به نظر آمده است .

شتكار -

به فتح اول بر وزن افكار به معنى شديار است كه شكافتن زمين باشد به جهت زراعت كردن و به كسر اول و ضم اول هم گفته‌اند .

شتل -

بر وزن دغل زرى را گويند كه در قمار ببرند و به حاضران مجلس دهند .

شتلم -

به ضم اول و ثانى و لام و سكون ميم به معنى اشتلم است و آن درشتى كردن به غير موقع و بىجا و ظلم و تعدى نمودن باشد با مردم .

شتمن -

به فتح اول و سكون ثانى و كسر ميم و نون ساكن به لغت زند و پازند نشستن‌گاه را گويند و به عربى مقعد خوانند .

شتن -

به فتح اول بر وزن چمن به لغت زند و پازند به معنى شهر باشد و به عربى مدينه گويند .

شته -

به فتح اول و ثانى به معنى انگور باشد و هر چيز را نيز گويند كه شب بر آن گذشته باشد و صباح خورند و به كسر اول و تشديد ثانى هم آمده است .

شتى -

به فتح اول و ثانى به تحتانى كشيده به معنى سينى باشد و آن خوانى است كه از طلا و نقره و مس و برنج و امثال آن سازند .

شتينا -

بر وزن امينا به لغت زند و پازند به معنى خنده باشد و به عربى ضحك خوانند .

بيان پنجم در شين نقطه‌دار با جيم مشتمل بر چهارده لغت

شج -

به فتح اول و سكون ثانى مخفف زمين سفيد سخت كم گياه را گويند كه در آن غله نرويد و با تشديد ثانى در عربى به معنى سر شكستن باشد و شكافتن كشتى آب دريا را .

شجارا -

بر وزن نصارى به لغت زند و پازند به معنى درخت باشد كه عربان شجر گويند .

شجام -

به فتح اول بر وزن سلام و به كسر اول هم گفته‌اند سرماى سختى باشد كه درختان را بخشكاند .

شجانيدن -

بر وزن چشانيدن به سرما دادن چيزى و سرما خوردن باشد .

شجانيده -

بر وزن چشانيده كسى را و چيزى را