تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣

بيان سوم در شين نقطه‌دار با باى فارسى مشتمل بر بيست و يك لغت

شپ -

به فتح اول و سكون ثانى به معنى جهنده و خيزكننده باشد و به معنى زود هم آمده است كه عربان عجل گويند .

شپاشاب -

با ثانى و شين نقطه‌دار به الف كشيده و به باى فارسى زده آواز و صداى پيكان تير باشد كه پىدرپى در جايى بخورد .

شپتك -

به كسر اول بر وزن خشتك به معنى لگد زدن باشد خواه انسان بزند و خواه حيوانات ديگر .

شپر -

به فتح اول و ثانى مشدد و سكون راى بىنقطه به لغت سريانى به معنى خوب و نيك است و به عربى حسن گويند .

شپش -

به كسر اول و ثانى جانورى است معروف گويند اگر شپشى را از سر بگيرند و در سوراخ باقلا نهند و كسى كه تب ربع داشته باشد بخورد شفا يابد و مجرب است و به ضم اول و ثانى و به فتح اول و ضم ثانى هم آمده است .

شپشاپ -

با باى فارسى در آخر بر وزن مهتاب به معنى شپاشاپ است كه صدا و آواز پى در پى خوردن پيكان تير باشد به جايى .

شپ‌شپ -

با باى فارسى در آخر بر وزن غبغب به معنى مضطرب و بىتمكين و زود زود باشد و صدا و آواز تير انداختن پىدرپى را نيز گويند و شاخ درخت را هم گفته‌اند .

شپشه -

به كسر اول و ثانى و فتح ثالث كرمكى باشد كه بيشتر اوقات در فصل تابستان و هواى گرم در پوستين و نمد و سقرطات و صوف و ديگر پشمينها و گندم و ديگر غلها افتد و آنها را تباه و ضايع كند .

شپل -

به كسر اول و سكون ثانى و لام پايه و مرتبه را گويند و پاچهء شتر را هم مىگويند از آنجا كه به زمين نزديك است و به معنى صدا و آواز بلند كردن هم هست و آواز شافوت را هم نيز گويند و آن صدايى باشد كه كبوتر بازان در وقت كبوتر پرانيدن از دهان كنند .

شپلت -

به كسر اول و فتح ثالث بر وزن نسبت به معنى شپل باشد كه پايه و مرتبه و صداى بلند و آواز شافوت باشد و به كسر ثالث هم بر گوش خورده است .

شپليدن -

به كسر اول و لام بر وزن پيچيدن به معنى صفير زدن يعنى آواز كردن از دهان به وقت كبوتر پرانيدن و به فتح اول بر وزن گرديدن به معنى شيفته شدن و شيدايى بودن و ديوانگى كردن باشد و به اين معنى به كسر اول هم به نظر آمده است و به معنى افشردن هم هست .

شپوختن -

به كسر اول و واو مجهول بر وزن فروختن دكه زدن و صدمه و آسيب رسانيدن باشد از روى قوت و قدرت و به معنى افشانيدن هم آمده است .

شپوز -

به فتح اول و ضم ثانى مشدد و سكون واو و زاى نقطه‌دار به معنى شپره باشد كه عربان خفاش گويند و با زاى فارسى هم به نظر آمده است .

شپوش -

به فتح اول و ضم ثانى مشدد و سكون واو و شين قرشت كلاه و طاقيه و تخفيفه را گويند و به معنى بالا پوش و لحاف هم آمده است .

شپيختن -

به كسر اول و تحتانى مجهول بر وزن فريفتن به معنى پاشيدن باشد مطلقا اعم از آب و غير آن .

شپيخته -

به كسر اول و تحتانى مجهول بر وزن فريفته ترشح كردن و پاشيده شدن آب باشد .

شپير -

بر وزن كبير نام كوهى است به غايت بزرگ و بلند و با ثانى مشدد به لغت سريانى مصغر خوب و نيك است كه خوبك و نيكك باشد و به عربى حسين خوانند .

شپيل -

به كسر اول و تحتانى مجهول بر وزن سبيل به معنى فشردن باشد و به معنى شافوت هم گفته‌اند و آن آوازى باشد كه بيشتر كبوتر بازان از دهان برآورند و به معنى شيفتگى و ديوانگى هم هست و به