كرگدن خوانند و گويند شاخى بر سر بينى دارد .
ريماز -
بر وزن شيراز نوعى از جامهء لطيف بود و آن را كيميا با كاف فارسى هم گويند .
ريم آهن -
چرك و كثافت آهن باشد كه در وقت گداختن در كوره مىماند و به هنگام پتك زدن از آن مىريزد .
ريم آهنگ -
با كاف فارسى بر وزن و معنى ريم آهنج است كه بيخ خر غول باشد و آن چرك و ريم زخم را پاك سازد و ريم آهنج معرب آنست .
ريمز -
به كسر اول و فتح ثالث و سكون ثانى و زاى نقطهدار به معنى ريماز است كه نوعى از جامه باشد .
ريمسعت -
با سين و عين بىنقطه بر وزن بىزحمت به لغت سريانى دوائى است كه آن را به عربى سعد گويند و به تركى طبلاق خوانند گرم است در اول و دويم و بعضى گويند يونانى است .
ريمن -
به فتح اول و ثالث و سكون ثانى و نون محيل و مكار و دغلباز و كينهور باشد و به كسر اول مخفف اهريمن است كه راه نمايندهء بديها و شيطان باشد و محيل و مكار را نيز گفتهاند و اسب را هم مىگويند و به معنى پسر هم هست كه نقيض دختر باشد و به كسر اول و ثالث بر وزن چركن زخمى را گويند كه پيوسته از آن چرك و ريم آيد و اين نون هم همچو نون چركن است كه در آنجا در آخر چرك و در اينجا در آخر ريم افزودهاند نه نون اصل كلمه .
ريمه -
بر وزن نيمه چرك كنج چشم و ميان مژگانها باشد .
ريو -
به كسر اول و سكون ثانى مجهول و واو به معنى مكر و حيله و تزوير و فريب باشد و نام پسر كىكاوس هم هست كه داماد طوس بود و بر دست فرود بن سياوش كشته شد .
ريواج -
با ثانى مجهول و جيم بر وزن و معنى ريواس است كه رستنى ميخوش نازك خودرو باشد .
ريواز -
بر وزن شيراز به معنى عدالت باشد و آن درستى افعال است و وضع هر چيز در موضع لايق .
ريواس -
با سين بىنقطه بر وزن و معنى ريواج است كه رستنى مشهور باشد و به معنى ريا و نفاق و فريب و افسون هم آمده است .
ريوجام -
با جيم بر وزن نيك نام به معنى بطلان شهوت است و آن باز ايستادن باشد از كسب لذات مطلقا .
رى و قاف -
به معنى قاف و دال است كه كنايه از هرزه و هرزه كارى و هرزهگوئى و كارهاى عبث باشد و قول و دليل را نيز گويند .
ريونجو -
به كسر اول و سكون ثانى مجهول و فتح واو و نون ساكن و جيم مضموم به واو زده به معنى ديوك است كه به عربى ارضه گويند
ريونجه -
به كسر اول و سكون ثانى مجهول و فتح واو و نون ساكن و جيم مفتوح به معنى ريونجو است كه ارضه باشد و آن كرمى است كه پشمينه را ضايع كند .
ريوند -
به كسر اول و سكون ثانى و فتح ثالث و نون و دال هر دو ساكن داروئى است معروف كه اسهال آورد و به عربى راوند گويند .
ريونيز -
بر وزن پيشخيز اين لغت را در چند فرهنگ سرورى و سرمه سليمانى بعد از واو تاى قرشت نوشته بودند ليكن در فرهنگ جهانگيرى بعد از واو نون آمده است و آنچه بر گوش هم خورده قول آخر است اللّه اعلم و نام پسر كىكاوس داماد طوس باشد و او در جنگ پشن بر دست برادران پيران ويسه كشته شد و بعضى گويند بر دست فرود پسر سياوخش .
ريوه -
بر وزن ميوه مخفف كريوه است كه كوه كوچك و پشته بزرگ باشد و نام پسر كيكاوس است كه به دست فرود كشته شد و به معنى مكر و فريب و حيله و افسون هم آمده است و به زبان علمى اهل هند نام رودخانهايست كه آن را نربده مىگويند .
ريويج -
به كسر اول و سكون ثانى و ثالث به ياى حطى رسيده و به جيم زده به معنى ريواس است كه رستنى ميخوش خودرو باشد .
ريويز -
با زاى نقطهدار بر وزن و معنى ريويج است كه ريواس باشد و مكر و حيله و ريو را نيز گويند .
ريه -
به كسر اول و سكون ثانى و ظهور ها به معنى خاك شور و شوره باشد و به معنى افتادگى و بيچارگى هم آمده است .
ريهانيدن -
بر وزن پيچانيدن به معنى ويران كردن