گفتار هشتم از كتاب برهان قاطع در حرف خاى نقطهدار با حروف تهجى مبتنى بر بيست بيان و محتوى بر نهصد و بيست و دو لغت و كنايت
بيان اول در خاى نقطهدار با الف مشتمل بر صد و پنجاه و سه لغت و كنايت
خا -
كوى را گويند كه آبهاى كثيف همچو آب مطبخ و زير آب حمام بدانجا رود .
خاب -
بر وزن آب باز پس افكنده را گويند و در عربى به معنى بىبهره شده باشد .
خات -
بر وزن مات زغن را گويند كه غليواج است و به عربى حداة خوانند .
خاتمر -
به فتح ميم بر وزن تاجور به لغت زند و پازند به معنى خواهر است و به كسر ميم هم درست است و به جاى راى قرشت نون هم به نظر آمده است كه خاتمن باشد .
خاتم سهيل نشان -
كنايه از دهان محبوب و معشوق و شاهد و ساقى باشد .
خاتم گويا -
به معنى خاتم سهيل نشان است كه كنايه از دهان محبوب و معشوق و شاهد و ساقى باشد .
خاتوله -
بر وزن تاتوله مكر و حيله و دغا كردن و دو بينى و دو دل بودن است .
خاتون -
بر وزن صابون بزرگ و بىبى و كدبانوى خانه را گويند .
خاتون جهان -
كنايه از خورشيد است .
خاتون خم -
كنايه بود از شراب ناب و خم شراب را نيز گفتهاند .
خاتون شبستان فلك -
كنايه از آفتاب است و زهره و ماه را نيز گويند .
خاتون عرب -
كنايه از كعبهء معظمه است و فاطمه عليها السلام را نيز گفتهاند .
خاتون فلك -
كنايه از آفتاب است و زهره و ماه را نيز گفتهاند .
خاتون كاينات -
كنايه از مكهء معظمه است و فاطمه عليها السلام را نيز گفتهاند .
خاتون يغما -
كنايه از آفتاب عالم آراست .
خاج -
بر وزن تاج به معنى چليپا باشد كه صليب نصارى است و آن به اين شكل بود و نرمه گوش را نيز گويند يعنى جائى كه گوشواره در آن كنند .
خاد -
بر وزن باد به معنى خات است كه غليواج باشد و به معنى باز هم آمده است .
خادم پير -
كنايه از ستارهء زحل است .
خاده -
بر وزن ساده چوبى باشد بلند و راست كه كشتىبانان كشتى بدان رانند و چوبى را نيز گويند كه جاروبى بر سر آن بندند و ديوار و سقف خانه را بدان جاروب كنند و هر چوبى كه راست رسته باشد و چوبى كه دار سازند به جهت قصاص دزدان .
خار -
بر وزن مار معروف است و نام قصبهاى باشد از مضافات رى و ماه بدر را هم گويند كه ماه شب چهارده باشد و ناز و كرشمهء معشوق را نيز گفتهاند و سنگ خارا را هم مىگويند .