تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨

گفتار سوم در حرف باى فارسى با حروف تهجى مبتنى بر بيست و يك بيان و محتوى بر يك هزار و پنجاه و يك لغت و كنايت

پ

پا -

معروف است و به عربى رجل خوانند و تاب و قدرت و قوت را نيز گويند .

پاافزار -

با فا و زاى نقطه‌دار بر وزن ناهموار كفش و پاپوش را گويند .

پا افشار -

با شين قرشت بر وزن پا افزار دو تختهء كوچك باشد به مقدار نعلين كه بافندگان و جولاهگان چون يك پاى بر آن افشارند نصفى از رشته‌هائى كه مىبافند پائين رود و چون پاى ديگر بيفشارند نصف ديگر .

پا اورنجن -

با همزه مفتوح و واو ساكن و فتح راى قرشت و سكون نون و جيم مفتوح به نون ديگر زده به معنى خلخال باشد و آن حلقه‌ايست از طلا و نقره و مانند آن كه زنان در پاى كنند .

پا آهو -

با الف به مد كشيده و هاى به واو رسيده به اصطلاح بنايان خانه شش پهلو باشد و آن را به عربى مسدس خوانند و خانه مقرنس گچ‌برى را نيز گويند و در عربى نيز مقرنس به معنى خانه گچ‌برى باشد و كنايه از دنيا هم هست به اعتبار شش جهت .

پاب -

به سكون باى ابجد خليفهء دين عيسى ( ع ) را گويند و با باى فارسى هم آمده است .

پاپا -

با باى فارسى بر وزن كاكا پاپ را گويند كه خليفهء دين عيسى عليه السلام باشد .

پا برجا -

به فتح باى ابجد و سكون راى قرشت و جيم به الف كشيده به معنى دايم و هميشه و ثابت قدم باشد .

پابرنجن -

با نون ساكن و جيم مفتوح به نون ديگر زده به معنى پا اورنجن است كه به عربى خلخال گويند .

پاپژ -

به فتح باى فارسى و سكون زاى عجمى زمين پست و بلند و هموار را گويند و گل كهنه و نرم را نيز گفته‌اند و به عربى طين خوانند .

پا پس آوردن -

كنايه از ترك دادن و قطع نظر كردن و واگذاشتن و بازماندن از طلب به عجز و منهزم شدن در رزم باشد .

پا بلند كردن -

كنايه از دويدن باشد .

پات -

به سكون تاى قرشت اورنگ و سرير و تخت را گويند .

پاتيراس -

به كسر فوقانى و سكون باى فارسى و راى قرشت به الف كشيده و به سين بىنقطه زده به لغت زند و پازند جزا و مكافات بدى را گويند .

پاتله -

به كسر ثالث و فتح لام مخفف باتيله است و آن مطلق ديگ باشد عموما و ديگ دهن فراخ حلواپزى را گويند خصوصا .

پاتو -

با ثالث به واو رسيده خانه و منزل عطارد را گويند و آن برج جوزا و سنبله است و بعضى منزل مريخ را گفته‌اند كه برج حمل و عقرب باشد و ظرفى را نيز گويند كه از گل سازند و گندم و جو در آن كنند .

پاتيله -

به كسر فوقانى و سكون تحتانى و فتح لام مطلق ديگ را گويند عموما و ديگ دهن فراخ حلواپزى را خصوصا .
فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 178 | محمد حسين ابن خلف تبريزى ( برهان )