فصل لام « 1 »
لت « 2 » : لخت بود « 3 » و آلت كارزار و عمود . لبيبى گفت :
بيت « 4 »
رويت ز در خنده و سبلت ز در تيز « 5 » * گردن ز در سيلى و پهلو ز در لت « 6 »
( عسجدى گفت : [ بيت ]
زلفت مثال ثعبان در قتل آدميست * دشمن بخفته است به بيرون ز در دلت ) « 7 »
لت لت : بمعنى پاره پاره بود « 8 » . حكيم عسجدى گفت :
بيت
جغد با بازو كلنگان چو پرد « 9 » * شكند شهپر و گردد لت لت
لست : چيزى قوى باشد « 10 » . لبيبى گفت :
بيت
گر سير شدى بتا ز من در « 11 » خور هست * زيرا كه ندارم اى صنم چيزى « 12 » لست
فصل ميم « 13 »
مزكت : « 14 » مسجد باشد و اين لفظ معجم « 15 » عربى است « 16 » چنان كه عرب تعريب « 17 » عجمى مىكند .
مست : « 18 » بضم ميم گله باشد « 19 » . لبيبى گفت :
بيت « 20 »
اى از ستيهش « 21 » تو همه مردمان به مست * دعويت « 22 » صعب و منكر و معنيت « 23 » خام و سست
/ شكست و / مكست : « 24 » اين الفاظ اتباعست . رودكى گفت :
بيت
اى از آن چون چراغ پيشانى * اى از آن زلفك شكست و مكست
فصل نون « 25 »
نهفت : « 26 » پوشيده و پنهان بود و موضعى كه در ديوار يا در زمين سازند تا درو پنهان شوند آن را هم نهفت خوانند . شاعر گفت :
بيت
گر شير شود عدو چه پيدا چه نهفت * با شير بشمشير سخن خواهم گفت
فصل هاء « 27 »
[ هم ] لخت : « 28 » بمعنى چرم موزه و كفش آمده « 29 » كسائى « 30 » گفت :
هامش
( 1 ) - ك : عنوان را ندارد
( 2 ) - ك : لت
( 3 ) - ك : باشد
( 4 ) - ك : مثال را ندارد
( 5 ) - ط : تبر
( 6 ) - ط : گردن ز درد و پهلوى و گردن ز درد ( متن از « لف 34 » )
( 7 ) - ط : داخل دو هلال از « ك »
( 8 ) - ك :
يعنى پاره پاره
( 9 ) - ط : رد / ك : برد
( 10 ) - ك : باشد قوى
( 11 ) - ط : درد
( 12 ) - ( دهخدا :
خرزه / « لف 47 » : « جوزه » و در رشيدى بنقل « لف 47 » مانند متن . )
( 13 ) - ك : عنوان را ندارد
( 14 ) - ط : مركت
( 15 ) - ط / ك : بعجم ( متن از فروزانفر )
( 16 ) - ك : عربيست
( 17 ) - ط / ك : تعريف ( متن از فروزانفر )
( 18 ) - جاى اين كلمه در « ط » سفيد است
( 19 ) - ك : « مست : بضم ميم گله باشد كه از يكديگر كنند . عادلى گفت :از دست تو مردمان همه مست * تو نيز ز مردمان بقهرى »( 20 ) - ك : اين مثال را ندارد
( 21 ) - ط : سيهش
( 22 ) - ط : دعونت
( 23 ) - ط : مغيبت ( اصلاح بيت از « لف 46 » )
( 24 ) - ك : « نكشت - يعنى شكست »
( 25 ) - ك : عنوان را ندارد
( 26 ) - ك : « نهفت - يعنى پوشيده و پنهان » و بقيه را ندارد .
( 27 ) - ط : فصل لا / ك : عنوان را ندارد
( 28 ) - ط / ك : لخت ( فصل و شاهد مؤيد ضبط )
( 29 ) - ك : بمعنى چرم موزه باشد
( 30 ) - ك : كسابى