نظم « 1 »
بشاهراه نياز اندرون سفر مسگال « 2 » * كه مرد كوفته گردد بدان « 3 » ره اندر سخت
و گر « 4 » خلاف كنى طبع را وهم « 5 » به روى * بدر دار بمثال آهنين بود « 6 » هملخت « 7 »
ملحقات باب تاء :
دو لغت ذيل در نسخهء اساس و در نسخ چهارگانهء لغت فرس نيست و فقط نسخهء « ك » آنها را دارد .
از فصل همزه .
آگفت : « 8 » رنج و محنت باشد . شاعر « 8 » گفت :
[ بيت ]
شاها ادبى كن فلك بدخو را * كآگفت « 9 » رسانيد رخ نيكو را
از فصل غين :
غت : « 10 » مردم ابله و نادان .
هامش
( 1 ) - ك : بيت اول مثال را ندارد
( 2 ) - ط : ميكال
( 3 ) - ط : گيرد در آن
( 4 ) - ك : اگر
( 5 ) - « متن لف 38 » : طمع را وهم
( 6 ) - ك : به مثل آهنى بگردد لخت .
( 7 ) - تصحيح نظم با توجه بضبط « لفس 38 »
( 8 ) - لغتنامه : عنصرى يا معزى
( 9 ) - ك : ايواى از اين چرخ بد اختر كه همىكفت . . . ( متن از لغتنامه )
( 10 ) - جهانگيرى : « غت و غتفر و غتفره با اول مضموم ابله و گول و احمق و نادان را گويند » .