تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحاح الفرس ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
نظم « 1 »
بشاهراه نياز اندرون سفر مسگال « 2 » * كه مرد كوفته گردد بدان « 3 » ره اندر سخت
و گر « 4 » خلاف كنى طبع را وهم « 5 » به روى * بدر دار بمثال آهنين بود « 6 » هملخت « 7 »

ملحقات باب تاء :

دو لغت ذيل در نسخهء اساس و در نسخ چهارگانهء لغت فرس نيست و فقط نسخهء « ك » آنها را دارد .

از فصل همزه .

آگفت : « 8 » رنج و محنت باشد . شاعر « 8 » گفت : [ بيت ]
شاها ادبى كن فلك بدخو را * كآگفت « 9 » رسانيد رخ نيكو را

از فصل غين :

غت : « 10 » مردم ابله و نادان .
هامش
( 1 ) - ك : بيت اول مثال را ندارد ( 2 ) - ط : ميكال ( 3 ) - ط : گيرد در آن ( 4 ) - ك : اگر ( 5 ) - « متن لف 38 » : طمع را وهم ( 6 ) - ك : به مثل آهنى بگردد لخت . ( 7 ) - تصحيح نظم با توجه بضبط « لفس 38 » ( 8 ) - لغت‌نامه : عنصرى يا معزى ( 9 ) - ك : ايواى از اين چرخ بد اختر كه همىكفت . . . ( متن از لغت‌نامه ) ( 10 ) - جهانگيرى : « غت و غتفر و غتفره با اول مضموم ابله و گول و احمق و نادان را گويند » .