باب باء « 1 » ( از كتاب صحاح الفرس « 2 » )
فصل همزه : « 3 »
آب « 4 » : ماه يازدهم از سال بقول روميان « 5 » . ابو نصر فراهى گفت و اسامى ماههاى ايشان را به ترتيب ذكر كرد « 6 » . مثال : نظم
دو تشرين و دو كانون و پس آنگه * شباط ، آذار « 7 » و نيسان و « 8 » ايار است
حزيران و تموز و آب و ايلول * نگهدارش كه از من يادگار است « 9 »
آذرگشسب « 10 » : بضم گاف و فتح شين معجم و سكون ( سين ) غير معجم ، آتشپرست « 11 » باشد و بعضى گويند نام آتشست . فردوسى گفت : بيت
سپهبد « 12 » برآمد خروشان بر اسب « 13 » * روان شد بكردار « 14 » آذرگشسب
آسيب « 15 » : دو معنى دارد اول پهلو بهم زدن « 16 » ( دو كس ) « 17 » باشد كه بهم رسند « 18 » . فرخى گفت :
بيت
اندوهم از آنست كه يك روز مفاجا « 19 » * آسيبى ازين دل بفتد « 20 » بر جگر آيد « 21 »
دوم نكبت باشد « 22 » .
آشوب « 23 » : غلبه و مشغله باشد . ( حكيم انورى گفت : [ بيت ]
بنظم مرثيهاى در كه چون ز موجب آن « 24 » * يتيموار تفكر كنم بر آشوبم ) « 25 »
( فصل ) باء « 26 »
باب : پدر را گويند . فردوسى گفت : بيت « 27 »
گر آزار بابت نبودى ز پيش * ترا دادمى چيز « 28 » از اندازه بيش
بتكوب « 29 » : ريچارست « 30 » كه از مغز گردكان و شير « 31 » و ماست كنند . خجسته گفت : بيت
بسنده نكردم به « 32 » بتكوب خويش * بر آن شدم كز منش « 33 » شير بيش « 34 »
بوب : بساط « 35 » و فرش باشد . رودكى گفت :
بيت
روز ديگر شاه باغ آراست خوب * تختها بنهاد و گستردند [ بوب ]
هامش
( 1 ) - ك : ندارد
( 2 ) - ط : داخل دو هلال را ندارد
( 3 ) - ك : عنوان را ندارد
( 4 ) - د : ا آب
( 5 ) - ك : « آب - ماه يازدهم است »
( 6 ) - د : ندارد
( 7 ) - ط : آزار / د : ا آذا
( 8 ) - د : « و » ندارد
( 9 ) - ك : نظم فراهى را ندارد
( 10 ) - ك : « آذرگشسب بمعنى آتش و آتشپرست هر دو است »
( 11 ) - د : ندارد
( 12 ) - د : سعبد
( 13 ) - ط : خروشى باسب
( 14 ) - ط : بكيوان
( 15 ) - ك : « آسيب - پهلو بهم زدن است »
( 16 ) - د :
بر هم زدن / ط : پهلوى
( 17 ) - داخل دو هلال از « د »
( 18 ) - ط : رسد .
( 19 ) - ط : مفاخا ( ديوان فرخى : مفاجات )
( 20 ) - ط : آسيب بيفتد بر جگر آمد
( 21 ) - ك : مثال را ندارد
( 22 ) - ك : « بمعنى نكبت نيز آمده »
( 23 ) - ك :
اين لغت را ندارد
( 24 ) - د : بعظم مرتبهء دركه ز موجب آن ( متن از ديوان انورى )
( 25 ) - داخل دو هلال در « د » آمده
( 26 ) - داخل دو هلال از « د » / ك : عنوان را ندارد
( 27 ) - ك : مثال را ندارد
( 28 ) - ط : خير / د : حير
( 29 ) - ك : « چيزى است از مغز گردكان و ماست راست مىكنند »
( 30 ) - ط : بخارى است
( 31 ) - ط : سير ( در ذيل لغت « پتكوت » در باب تاء : « شير » )
( 32 ) - د : « به » ندارد
( 33 ) - د : بران شد كه مركز منش شير بيش / « متن لغت 25 » : بر آن شدم كز منش سير بيش )
( 34 ) - ك : مثال را ندارد
( 35 ) - ك ، « بساط و » ندارد