انگامه : هنگامه باشد « 1 » .
انگله « 2 » : بند باشد كه بر گريبان پيراهن ( و فرجى ) و قبا نهند . كسائى گفت :
بيت
ز آن جامه ياد كن كه بپوشى « 3 » بروز مرگ * كورا نه بادبان و نه كوى و نه انگله
انوشه : يعنى « 4 » خنكا ( او را ) و بتازى « طوبى ( له ) » گويند .
ابيشه [ انيشه ] « 5 » : « جاسوس » بود . شهيد گفت :
بيت
در كوى تو ابيشه [ انيشه ] ( همى ) گردم اى نگار * دزديده تا مگوت « 6 » ببينم به بام بر « 7 »
اواره : سه معنى دارد : اول ديوان باشد كه بزرگان ( آنجا ) نشينند . شهيد گفت :
بيت « 8 »
همى فزونى جويد اواره بر افلاك * كه تو بطالع ميمون بدونها [ دى ] پاى « 9 »
دوم دفتر ديوانيان « 10 » باشد كه حسابها [ ى ] پريشان بر آن نويسند و معنيش « روزنامه » است و در بعضى از نسخها اين قسم را بالف ممدود آوردهاند اعنى « آواره » . سيوم خرده آهن باشد كه در وقت سوراخ كردن از نعل بيفتد .
ايارده : چگونگى « پازند » است . زاهد گفت :
بيت « 11 »
چه مايه زاهد و پرهيزگار و صومعگى * كه نسك « 12 » خوان شده از « 13 » عشقش و ايارده گوى
ايفده : بيهدهگوى و سبكسار باشد . رودكى گفت :
بيت « 14 »
اين ايفده گويى « 15 » بچه كار آيد اى فتى * درياب دانش ، اين سخن بيهده مگوى
فصل باء « 16 »
باد آفراه [ باد آفراه ] : « عقوبت » و « مكافات » باشد « 17 » .
دقيقى گفت : بيت
بجاى هر بهى پاداش نيكى * بجاى هر بدى باد آفراهى « 18 »
( عنصرى گفت : [ بيت ]
هرچه واجب شود ز باد افراه * بكنيد و جز آن « 19 » ندارم راه
) « 20 » باد روزه « 21 » : قوت هر روزهء مردم بود كه پيوسته به كار دارند . كسائى گفت :
بيت
يكى جامه وين باد روزه كه قوت * دگر اين همه بيشى و بر سريست
هامش
( 1 ) - د : « باشد » ندارد
( 2 ) - د : « انگله صح » در حاشيه به خط كاتب
( 3 ) - ط : نپوشى
( 4 ) - د :
ندارد
( 5 ) - در « لف 479 » نيز بباء بيك نقطه آمده اما طبق رديف داخل قلاب اصح است و برهان قاطع صورت ديگر « انيشه » را بتأييد « انيسه » آورده .
( 6 ) - ط : كمرت
( 7 ) - ط : به بام و در
( 8 ) - د : شاهد را ندارد
( 9 ) - « لف 436 » :
روى
( 10 ) - د : ديوان
( 11 ) - د : شاهد را ندارد
( 12 ) - ط : پشك ( متن از « لف 475 » )
( 13 ) - ط : در
( 14 ) - د : شاهد را ندارد
( 15 ) - « لف 488 » : ايفده سرى چه به كار
( 16 ) - د : ( ب )
( 17 ) - د : بود
( 18 ) - « لف 423 » : هر بدى بد باد افراه
( 19 ) - « لف 423 » : اين
( 20 ) - شاهد « باد افراه » در وفائى [ انورى گفته : بيتاى به تو زنده سنت پاداش * وى به تو تازه رسم باد افراه] ( 21 ) - د : اين لغت را ندارد