تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحاح الفرس ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
يلكن : « منجنيق » « 1 » باشد . يون « 2 » : نمد زين باشد . عماره « 3 » گفت : بيت « 4 »
از فتح و ظفر بينم بر نيزهء تو عقد * وز فر و هنر بينم بر ديزهء « 5 » تو يون
يوگان « 6 » : دو معنى دارد : اول زهدان باشد و بتازى « رحم » گويند . دوم رودهء « 7 » گوسفند كه پر سرگين « 8 » باشد . ابو العباس گفت : بيت
ريش چون يوگانا سبلت چون « 9 » سوهانا * سر بينيش ، چو بورانى با تنگانا « 10 »
يونان « 11 » : ولايت حكماء است در اقصاى روم ( و ) اكنون آب گرفته ( است . حكيم انورى گفت : [ بيت ]
ما را برون ز حكمت يونانيان چو هست * تقليد مكيان و قياسات كوفيان
نان حلال كسب خوريم از طريق علم * ادرار چون خوريم چو جهال صوفيان
)
هامش
( 1 ) - « منجنيق » همان لفظ يونانى « مكانيك » است و اينجانب تصور مىكنم بدوا « ميخنيق » بوده و بتصحيف منجنيق شده است ( سير حكمت در اروپا تا مائهء هفدهم مذيل بترجمهء گفتار دكارت نگارش محمد عليخان فروغى طهران 1310 حاشيهء ص 199 ) ( 2 ) - ط . بون ( 3 ) - « لف » : عنصرى ( 4 ) - د : شاهد را ندارد ( 5 ) - ط : نيزه / ك : ريزه ( متن از « لف 373 » ) ( 6 ) - ك : « يوگان - اول زهدان بود و آن را رحم گويند . دويم رودهء گوسفند است » و مثال را ندارد / « لفن 356 » : يوگان ( باپى ) و در « لفع » و « لفچ » : بوگان ( بباء بيك نقطه ) ( 7 ) - د : روزهء ( 8 ) - د : گوسفندى پر سرگين ( 9 ) - ط : چون ( 10 ) - ط : نابنكانا ( 11 ) - ك : « يونان - ولايت حكماست » و مثال را ندارد ( در هر سه نسخه و نيز در وفائى « يونان » ، پيش از « يوگان » آمده و ما آن را طبق قاعده در جاى خود ضبط كرديم )