تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحاح الفرس ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
اروين « 1 » : « تجربت » باشد . ( ابو العلاء گفته : [ بيت « 2 » ]
ز شوق روى تو هر جا كه رو نهم گويند * برو كه بهرت اروين « 3 » عشق آوردم
) اژكهن : كاهل [ و ] بيكار باشد « 4 » . شاكر گفت : بيت « 5 »
بدل ربودن مردى و شاطرى اى مه * ببوسه دادن جان پدر بس اژ كهنى
افسون « 6 » : « حيلت » « 7 » باشد « 8 » . افغان « 9 » : فرياد باشد . اكسون : نوعى از ديبا باشد « 10 » كه بسياهى زند . ظهير گفت : بيت
برسم خدمتى « 11 » اندر پى جنيبت تو * فگنده دهر ز روز اطلس وز شب اكسون
الفغدن « 12 » : « كسب كردن » « 13 » و اندوختن بود « 14 » . انباخون : « حصار » « 15 » باشد . بهرامى گفت : بيت « 16 »
ز سوى هند گشادى هزار شهرستان * ز سوى سند گرفتى هزار انباخون
انبودن : آفرينش بود ( يعنى آنكه مردم از چه بديد آيد ) . رودكى گفت : بيت
بودنت در خاك « 17 » باشد يافتى * همچنان كز خاك بود انبودنت
انجمن : محفل « 18 » و مجلس « 19 » باشد « 20 » : انگليون « 21 » : كتاب ترسايان باشد . حكيم سنائى « 22 » گفت : بيت « 23 »
تا دم عيسى چليپاگر شد « 24 » اكنون بلبلان * بهر انگليون سراييدن بترسايى شد « 25 » ند « 26 »
انيسان « 27 » : « مخالفت » بود . اهرمن « 28 » : بمعنى « اهريمن » است ( كه بالف
هامش
( 1 ) - ط : ارزين / ك : ازوين ( 2 ) - اين مثال فقط در « ك » آمده است ( 3 ) - ك : ازوين ( 4 ) - ك : است ( 5 ) - د / ك : مثال را ندارد ( 6 ) - ك : « افسون - سحر و حيلت است » ( 7 ) - ط : حلت ( 8 ) - شاهد افسون در وفائى [ امير معزى گفته : بيتبا عدل او نماند جور و فساد و آفت * با تيغ او نپايد بند و طلسم و افسون] ( 9 ) - ك : « افغان - فرياد و زاريست » ( 10 ) - د : « باشد » ندارد / ك : نوعيست از ديبا ( 11 ) - ك : خدمت ( 12 ) - ك : « الفغدن - كسب و اندوختن است » ( 13 ) - د : كرد ( در حاشيه مانند متن ) ( 14 ) - د : باشد ( 15 ) - د : حصارى - د / ك : شاهد را ندارد ( 16 ) - د : شاهد را ندارد ( 17 ) - ط : حال ( 18 ) - ك : « محفل و » ندارد ( 19 ) - د : مجمع ( 20 ) - شاهد « انجمن » در وفائى [ فريد الدين احول گفته : بيتبا تخت و تاج قيصرى با رايت اسكندرى * تو آفتاب لشكرى پيشت چون انجم انجمن] ( 21 ) - ك : « انگليون - انجيل يعنى كتاب عيسى » ( 22 ) - ك : بهرامى ( 23 ) - د : شاهد را ندارد ( 24 ) - ك : عيسى خنياگر شدن ( 25 ) - ط / ك : شدن ( 26 ) - شاهد « انگليون » در وفائى [ رشيد الدين و طواط گفته : بيتز نقشهاى بديع و ز شكلهاى غريب * صحيفه‌هاى فلك شد چو صحف انگليون] ( 27 ) - ك : « انبان - مخالف و جنگ بود . » ( 28 ) - ك : اين لغت را ندارد .
صحاح الفرس ( فارسى ) — صفحة 231 | محمد بن هندوشاه نخجوانى