اروين « 1 » : « تجربت » باشد . ( ابو العلاء گفته : [ بيت « 2 » ]
ز شوق روى تو هر جا كه رو نهم گويند * برو كه بهرت اروين « 3 » عشق آوردم
) اژكهن : كاهل [ و ] بيكار باشد « 4 » . شاكر گفت :
بيت « 5 »
بدل ربودن مردى و شاطرى اى مه * ببوسه دادن جان پدر بس اژ كهنى
افسون « 6 » : « حيلت » « 7 » باشد « 8 » .
افغان « 9 » : فرياد باشد .
اكسون : نوعى از ديبا باشد « 10 » كه بسياهى زند .
ظهير گفت :
بيت
برسم خدمتى « 11 » اندر پى جنيبت تو * فگنده دهر ز روز اطلس وز شب اكسون
الفغدن « 12 » : « كسب كردن » « 13 » و اندوختن بود « 14 » .
انباخون : « حصار » « 15 » باشد . بهرامى گفت :
بيت « 16 »
ز سوى هند گشادى هزار شهرستان * ز سوى سند گرفتى هزار انباخون
انبودن : آفرينش بود ( يعنى آنكه مردم از چه بديد آيد ) . رودكى گفت :
بيت
بودنت در خاك « 17 » باشد يافتى * همچنان كز خاك بود انبودنت
انجمن : محفل « 18 » و مجلس « 19 » باشد « 20 » :
انگليون « 21 » : كتاب ترسايان باشد . حكيم سنائى « 22 » گفت :
بيت « 23 »
تا دم عيسى چليپاگر شد « 24 » اكنون بلبلان * بهر انگليون سراييدن بترسايى شد « 25 » ند « 26 »
انيسان « 27 » : « مخالفت » بود .
اهرمن « 28 » : بمعنى « اهريمن » است ( كه بالف
هامش
( 1 ) - ط : ارزين / ك : ازوين
( 2 ) - اين مثال فقط در « ك » آمده است
( 3 ) - ك : ازوين
( 4 ) - ك : است
( 5 ) - د / ك : مثال را ندارد
( 6 ) - ك : « افسون - سحر و حيلت است »
( 7 ) - ط : حلت
( 8 ) - شاهد افسون در وفائى [ امير معزى گفته : بيتبا عدل او نماند جور و فساد و آفت * با تيغ او نپايد بند و طلسم و افسون] ( 9 ) - ك : « افغان - فرياد و زاريست »
( 10 ) - د : « باشد » ندارد / ك : نوعيست از ديبا
( 11 ) - ك : خدمت
( 12 ) - ك : « الفغدن - كسب و اندوختن است »
( 13 ) - د : كرد ( در حاشيه مانند متن )
( 14 ) - د : باشد
( 15 ) - د : حصارى - د / ك : شاهد را ندارد
( 16 ) - د : شاهد را ندارد
( 17 ) - ط : حال
( 18 ) - ك : « محفل و » ندارد
( 19 ) - د : مجمع
( 20 ) - شاهد « انجمن » در وفائى [ فريد الدين احول گفته : بيتبا تخت و تاج قيصرى با رايت اسكندرى * تو آفتاب لشكرى پيشت چون انجم انجمن] ( 21 ) - ك : « انگليون - انجيل يعنى كتاب عيسى »
( 22 ) - ك : بهرامى
( 23 ) - د : شاهد را ندارد
( 24 ) - ك :
عيسى خنياگر شدن
( 25 ) - ط / ك : شدن
( 26 ) - شاهد « انگليون » در وفائى [ رشيد الدين و طواط گفته :
بيتز نقشهاى بديع و ز شكلهاى غريب * صحيفههاى فلك شد چو صحف انگليون] ( 27 ) - ك : « انبان - مخالف و جنگ بود . »
( 28 ) - ك : اين لغت را ندارد .