فصل راء « 1 »
رم : زنخ « 2 » باشد چندانكه گوشت دهان باشد از درون ( و بيرون « 3 » . رودكى گفت : [ بيت ]
آرزومند آن شده « 4 » [ تو ] بگور * كه رسد نان پارهات يك رم )
رام « 5 » : آموخته و فرمانبردار و نرم كرده باشد .
فردوسى گفت :
بيت
بدينگونه خواهد گذشتن سپهر * نخواهد شدن رام با ما به مهر
رزم : جنگ باشد « 6 » .
رمارم : يعنى دمادم . حكيم انورى گفت :
بيت « 7 »
تقرير حال دولت چندانكه كم كنى به * زان فتنهء دمادم و آن آفت رمارم « 8 »
و هم او گفت :
بيت
بسيار بگو و هرچه پايى * ناچار مدام كل رمارم « 9 »
فصل زاء « 10 »
زم « 11 » : باد سخت بود .
فصل سين « 12 »
سم : دو معنى دارد : اول خانها باشد در زمين ساخته .
دوم ناخن « 13 » چهارپايان بود . حكيم انورى گفت :
بيت « 14 »
اى زرين نعل و آهنين سم * اى سوسن گوش و خيزران دم « 15 »
سام « 16 » : دو كساند اول پسر نوح پيغامبر عليه السلام كه بعد از طوفان او را به زمين عرب و عراقين و خراسان و شام و يمن [ و ] بآنحدود فرستاد و اهالى اين اقليمها و ولايات از نسل اويند « 17 » .
« حريرى » در مقامهء بيست و يكم « 18 » گفت :
بيت
حتى كانى للانام وارث * سامهم و حامهم و يافث
دوم « سام بن نريمان » است كه پدر زال بود .
حكيم انورى گفت :
بيت
يك روز بپرسيد منوچهر ز سالار * كاندر همه عالم چه به از سام نريمان
هامش
( 1 ) - ك : فقط « الراء »
( 2 ) - ط : يخ
( 3 ) - ط : از درون پاره يك رم ( ظاهرا آخرين كلمات بيت شاهد كه در نسخه باقى مانده بمعنى لغت اضافه شده )
( 4 ) - ك : اكشنده / اين بيت در وفائى چنين آمده :
«[ آرزومند آن شده تو بگور * كه رسد نان پارهايت برم ]و رجوع به « لفس 343 » شود .
( 5 ) - ك : « رام - فرمان برداريست » و مثال را ندارد
( 6 ) - شاهد رزم در وفائى [ امير معزى گفته : بيتروى آب از بهر رزم تو بهنگام خريف * گاه چون جوشن نمايد گاه چون بر گستوان] ( 7 ) - ك : دو شاهد را ندارد
( 8 ) - مصراع دوم در ديوان انورى چاپ استاد مدرس رضوى چنين آمده . « زان فتنهء پياپى ز آن آفت دمادم » و كلمهء قافيه در همين كتاب بنقل از نسخهء ع آمده : « رمارم »
( 9 ) - ط : دمادم
( 10 ) - ك : فقط « الزاء »
( 11 ) - ك : « ژم - بفتح زاء معجم باد سخت باشد »
( 12 ) - ك : فقط « س »
( 13 ) - ك : سم
( 14 ) - ك : مثال را ندارد
( 15 ) - شاهد سم در وفائى : [ امير خسرو گفته : بيتاز سم اسبش كه زمين گشت چاك * خاك پر از مه شد و مه پر ز خاك] ( 16 ) - ط : كلمهء « سام » بيرون سطور نوشته شده و چنين مىنمايد كه خوانندهاى يا خود كاتب بعدها آن را با مركب سياه افزوده است .
( 17 ) - ك : « سام - پسر نوح عليه السلام است كه از طوفان او را بعراقين عرب و خراسان فرستاد و از نسل او ضررىاند ( كذا ) و در مقدمهء بيست يكم ( كذا ) گفت : حتى كالالى للانام وارث سامهم و حامهم و يافث دويم اسم سام نريمان پدر زالست » و دو بيت انورى را ندارد
( 18 ) - ط : « بيست و يكم » در حاشيه به خط كاتب .