تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحاح الفرس ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
بيت
سبو و ساغر [ و ] آنين و غولين * حصير و جاى روب و خيم [ و ] پالان
سيوم « رمص » باشد . چنان كه منجيك گفت : بيت
دو جوى روان در دهانش ز خلم * دو خرمن زده بر دو چشمش زخيم « 1 »
چهارم جراحت باشد . عنصرى گفت رحمة اللّه عليه : بيت
بسى خيمها « 2 » كرده بود او درست * وز آن خيم‌هاى ورا چاره جست « 3 »
پنجم رندش شكنبه و رودگانى « 4 » بود . كسائى گفت : بيت
بگربه ده دل و عكه سپرز و خيم همه * و گر يتيم بدزدد بزنش و تاوان كن « 5 »

فصل دال « 6 »

دم : نفس باشد . فردوسى گفت : بيت « 7 »
بفرمود تا رخش را زين كنند * دم اندر دم ناى زرين كنند
دام « 8 » : گستردهء صيادان باشد جهت صيد و پارسيان « نخجير » خوانند و عرب « شبكه » گويد : انورى « 9 » گفت : بيت
اگر از جود « 10 » تو گيتى به مثل دام نهد * طاير و واقع « 10 » گردونش درآيند بدام
دژم « 11 » : غمگين و آشفته و پژمان باشد . خسروانى گفت : بيت
رخم بگونهء خيرى شده زانده و غم * دل از تفكر بسيار خيره گشت و دژم
دژخيم « 12 » : بدخوى و قتال باشد . فردوسى گفت : بيت
بدژخيم فرمود « 13 » كين را بكوى * ز دار اندر آويز و برتاب روى
دمادم « 14 » : پياپى و متعاقب بود . حكيم انورى گفت : بيت
نوك قلم ترا پياپى خاك قدم ترا دمادم * اعجاز كف كليم عمران آثار دم مسيح مريم
ديهيم « 15 » : تاج باشد كه ملوك دارند . رودكى گفت : بيت
بيك گردش بشاهنشاهى آرد * دهد ديهيم [ و ] طوق و گوشوارش « 16 »
و بعضى گويند كلاهى مرصع است كه پيش ازين ملوك و سلاطين داشتندى . ( فردوسى گفته : [ بيت « 17 » ]
كه بود آنكه ديهيم بر سر نهاد * ندارد كس از پادشاهان به ياد )
هامش
( 1 ) - ط : دوحيم ( متن از « لف 351 » ) ( 2 ) - « لف 342 » : هيمه‌ها ( 3 ) - ط : مرن خيمها در اجاره بجست ( متن از « لف 342 » ) ( 4 ) - ط : شكسته در ودكانى ( متن از « لف » ) ( 5 ) - ط : بده بگريه غلبه سپرز و خيم يهم و گر يتيم به درد ( متن از دهخدا - دانش سال سوم شمارهء 10 ) ( 6 ) - ك : فقط « الدال » ( 7 ) - ك : مثال را ندارد . ( 8 ) - ك : « دام - گستردهء صيادانست » و مثال را ندارد ( 9 ) - ط : ابو شكور ( 10 ) - ط : بهر / ط : وقع ( 11 ) - ك : « دژم - غمگين و آشفته باشد » ( 12 ) - ك : « دژخيم - بدخوى و جلاد را نيز گويند » ( 13 ) - ط : فرموده ( 14 ) - ك : « دمادم - يعنى پىدرپى » ( 15 ) - ك : « ديهيم . تاج باشد » ( 16 ) - « لف 341 » : گوشوارا ( 17 ) - اين مثال در « ك » آمده است .
صحاح الفرس ( فارسى ) — صفحة 220 | محمد بن هندوشاه نخجوانى