تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحاح الفرس ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
و ديگرى گفت : رباعى
سيد « 1 » پدرت بدشت « 2 » خاشاك زدى * مامات دف دو رويه چالاك زدى
اين « 3 » بر سر گورها « 4 » تبارك « 5 » خواندى * و آن بر در خانه‌ها تبوراك زدى
ترك « 6 » : بفتح تاء ترك كلاه باشد . ترك « 7 » : طايفه‌ايست . « 8 » تراك « 9 » : بكسر تاء از اسماء اصواتست كه « طراق « 10 » » باشد . خسروى گفت : بيت
آن شب تيره كآن ستاره برفت * آمد از آسمان به گوش تراك
ترياك : « ترياق » باشد « 11 » . سوزنى گفت : بيت « 12 »
اگرچه با همه خارم ترا شدم خرما * و گرچه با همه زهرم ترا شدم ترياك
تكوك « 13 » : صورت گاوى باشد يا شيرى « 14 » اينها كه از زر و سيم و سفال كنند و بدان شراب خورند . رودكى گفت : بيت
مىگسار اندر تكوك شاهوار * خور بشادى روزگار نو بهار
تموك « 15 » : تيرى باشد كه چون به چيزى فرو شود برون آوردن دشوار « 16 » باشد و اگر در ميان گوشت نشيند با گوشت از زخم بازگيرند و بعضى گويند نشانهء تير باشد . عماره گفت : بيت
پسر خواجه دست كرد « 17 » بكوك * خواجه او را بزد به تير تموك
تهك « 18 » : تهى باشد و برهنه ، گويند : « تهى و تهك » بر طريق اتباع « 19 » . ابو شكور گفت : بيت
از همه مردمى تهى و تهك * مردمى نزد تو چرا باشد
هامش
( 1 ) - چنين است اما حرف سين به علت پارگى صفحهء كتاب بدرستى خوانده نمىشود / ك : سند / وفائى : اى خر پدرت ( 2 ) - ط : بدست ( 3 ) - ك : اى ( 4 ) - ك : گورما ( 5 ) - ط : بتارك ( 6 ) - ك : « ترك - ترك كلاه است » / شاهد « ترك » در وفائى : [ مهستى گفته : بيتدلدار كلاهدوزم از روى هوس * مىدوخت كلاهى كه ز تسبيح و طلس( كذا ، ديوان مهستى : كلاهى ز نسيج اطلس )بر هر تركش هزار زه مىگفتم * با آنكه چهار ترك را يك زه بس ]( 7 ) - ط : اين لغت را ندارد ( 8 ) - شاهد « ترك » در وفائى : [ دقيقى گفته : بيتاكنون بينى فگنده پى آهوان هوس * از ترك تا يمن يك چندگاه زير( كذا ) . ] اين بيت در « لف 298 » چنين آمده :[ اكنون فگنده بينى از ترك تا يمن * يك چندگاه زير پى آهوان سمن ]( 9 ) - ك : « تراك - از اسماء اصواتست » و مثال را ندارد ( اين لغت در اين نسخه بعد از لغت « تبوراك » ضبط شده ) ( 10 ) - ط : طواق ( 11 ) - ك : است ( 12 ) - ك : مثال را ندارد ( 13 ) - ك : « تكوك - صورت بقر و هژبر باشد كه از زر و سيم ريزند و بدان شراب خورند » ( 14 ) - ط : شترى ( متن از « لفس 259 » و وفائى ) ( 15 ) - ك : « تموك - تيريست كه به چيزى فرو رود و برون آوردنش دشوار باشد » ( 16 ) - كلمهء « دشوار » به علت پارگى صفحه ناخوانا ( 17 ) - ك : دست برد ( 18 ) - ك : « تهك - تهى و برهنه باشد » و مثال را ندارد ( اين لغت در اين نسخه پس از لغت « تكوك » ضبط شده ) ( 19 ) - ط : اشباع
صحاح الفرس ( فارسى ) — صفحة 177 | محمد بن هندوشاه نخجوانى